ثبت شده در ستاد ساماندهی | قاطی پاتی
خوش آمدید - امروز : جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: قتل

بایگانی برچسب ها: قتل

حادثه ای دلخراش در کلیبر



حادثه ای دلخراش در کلیبر اتاق خبر ۲۴

پسری، پدر، مادر و خواهر خود را در شهرستان کلیبر به آتش کشید!! گفته می شود این حادثه ناگوار در جلوی یکی از ادارات اتفاق افتاده است.

هنوز اخبار دقیقی به رسانه ها مخابره نشده است.هر سه مصدوم فوت کرده اند.

اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.

منبع:خبرهای تبریز





لینک منبع

داماد سنگدل جسد نامزدش را قطعه قطعه کرد و داخل توالت ریخت



اتاق خبر ۲۴

این قاتل بی رحم نامزدش را در خانه اش کشت، جسدش را قطعه قطعه کرد و آن ها را در توالت ریخت. مادر این دختر ادعا می کند که دخترش فرد مهربانی بوده و تاکنون به کسی آزار نرسانده است. پلیس مدت ها خانه ای که مقتول در آن به قتل رسیده بود را مورد بررسی قرار داد و او را به ۲۸ سال حبس محکوم کرده است. پلیس احتمال می دهد که این قاتل روانی مشکل روانی داشته باشد.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید





لینک منبع

قتل پایان مهمانی مجردی در ولنجک



قتل پایان مهمانی مجردی در ولنجک اتاق خبر ۲۴

سرپرست پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: یک نفر از اراذل اوباش سطح یک تهران که چندی پیش در عملیات پلیس با شلیک گلوله به ناحیه پا دستگیر شده بود پس از تحمل زندان و آزادی از آن در یک میهمانی اقدام به قتل یکی از دوستان خود کرد.

سرهنگ حمیدرضا یاراحمدی گفت: یک نفر از اراذل اوباش سطح یک تهران که چندی پیش در عملیات پلیس با شلیک گلوله به ناحیه پا دستگیر شده بود پس از تحمل زندان و آزادی از آن در یک میهمانی اقدام به قتل یکی از دوستان خود کرد.

سرپرست پلیس آگاهی تهران بزرگ تصریح کرد: این متهم در یک میهمانی مجردی یکی از دوستان خود را به قتل رساند و دو نفر دیگر را مجروح کرده و متواری شد.

این مقام ارشد پلیس تهران با تاکید بر این مطلب که متهم به اتهام قتل عمد تحت تعقیب اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ بود، اظهارداشت: در ساعت ۲۰ عصر روز گذشته وقوع یک فقره فوت به دلیل اثابت ضربات چاقو به کلانتری ولنجک اعلام شد که با حضور ماموران در بیمارستان مشخص شد فردی حدوداً ۳۵ ساله به همراه دو نفر دیگر که آن‌ها نیز به دلیل اصابت جسم تیز مجروح شده‌اند به بیمارستان منتقل شده اند که یکی از آن‌ها در بیمارستان فوت می‌کند.

وی گفت: با اعلام خبر فوت در بیمارستان به اداره ویژه قتل پلیس آگاهی کارآگاهان در بیمارستان حاضر شده و پس از تحقیقات از ۲ مجروح صحنه درگیری یکی از اراذل و اوباش سطح یک شهر تهران به عنوان قاتل فراری شناسایی می‌شود.

سرهنگ یاراحمدی تصریح کرد: مجروحان حادثه اعلام کردند که آن‌ها از دوستان قاتل فراری هستند که این قاتل پس از آزادی از زندان در خانه مجردی اقدام به برگزاری میهمانی کرده، اما در میهمانی با آن‌ها درگیر شده و هر ۳ نفر را با ضربات چاقو مورد هدف قرار داده است.

سرپرست پلیس آگاهی تهران بزرگ ادامه داد: از زمان اعلام خبر به اداره دهم پلیس آگاهی پرونده قتل عمد تشکیل و تحقیقات ویژه پلیس برای دستگیری قاتل در دستوکار اداره پلیس دهم آگاهی قرار گرفته است.





لینک منبع

ماجرای وحشتناک قتل همسر با تبر



ماجرای وحشتناک قتل همسر با تبر اتاق خبر ۲۴

ساعت ۲ بامداد ۹ اردیبهشت امسال مردی با پلیس کرج تماس گرفت و از قتل زن ۴۰ ساله‌ای در باغی حوالی ولدآباد و زخمی شدن شوهر ۵۰ساله او در همان محل خبر داد.

ماموران با حضور در آنجا و بررسی صحت ماجرا، موضوع را به بازپرس حسن علایی اصل ثمرین گزارش کردند. بعداز آن بازپرس جنایی همراه تیمی از ماموران اداره جرایم جنایی پلیس آگاهی استان البرز در محل جنایت حاضر شدند. بررسی‌های اولیه نشان داد زن میانسال براثر اصابت ضربه‌های جسمی برنده به قتل رسیده است.

شوهرش هم زخمی شده که با هماهنگی قضایی جسد به پزشکی قانونی و پیکر مرد زخمی به بیمارستان منتقل شد. ماموران در بررسی از خانه باغ تبری خون‌آلود کشف کردند.

با تشکیل پرونده‌ای در شعبه ۱۳‌بازپرسی دادسرای جنایی کرج تحقیقات برای رازگشایی از این جنایت آغاز شد. ماموران با تحقیق از همسایه‌ها متوجه شدند زن کشته شده و شوهرش از مدت‌ها پیش به‌عنوان سرایدار در این خانه باغ کار و زندگی می‌کردند و از مدتی پیش متوجه درگیری و اختلاف میان این زوج شده اند و بارها صدای گریه و التماس‌های زن ۴۰ ساله را که از سوی شوهرش کتک می‌‌خورده، شنیده‌اند.

با جمع‌بندی این اطلاعات تحقیقات وارد مرحله جدیدی شد. در این مرحله ماموران با شناسایی اقوام زن کشته به تحقیق از آنها پرداختند.

یکی از اقوام وی به افسر تحقیق گفت: این زوج مدت‌ها بود با هم درگیری داشتند. سرانجام این درگیری‌ها آن‌قدر بالا گرفت که این زن از شوهرش به دادگاه خانواده و یکی از دادسرای کرج شکایت کرد و درخواست طلاق داد.

همچنین خواستار دریافت نفقه شد. شوهرش از زمانی که این ماجرا را فهمید با او بیشتر دعوا می‌کردو از همسرش خواسته بود به دادگاه برود و دادخواست خودرا پس بگیرد.

مرد آشنا ادامه داد: یک روز قبل از جنایت زمان رسیدگی به پرونده شان بود. پس از میانجیگری چند نفراز اقوام، شوهرش قول داد دیگر او را اذیت نکند و هزینه زندگی و خرجی هم به او بدهد. بنابراین زن نیز قول داد اگر شوهرش به تعهداتش عمل کند از شکایت خود صرف‌نظر می‌کند اما انگار این مرد همه گفته هایش دروغ بود. او همسرش را به خانه بازگرداند و به قتل رساند.

این در حالی بود که مرد زخمی هنگام انتقال به بیمارستان اعلام کرده بود که با تبر همسرش را کشته و بعد دست به خودکشی زده است.

قرار است متهم پس از بهبود حالش برای تحقیقات به پلیس آگاهی منتقل شود.





لینک منبع

قتل در بازار تهران با شلیک ۲ گلوله



اتاق خبر ۲۴

ساعت ۱۴ و ۲۰ دقیقه ۲۸ اسفند سال گذشته یکی از ماموران ۱۱۳ بازار با بازپرس محسن مدیرروستا، کشیک قتل دادسرای جنایی تهران تماس گرفت و از تیراندازی مرگباری خبر داد.

بعد از آن بازپرس جنایی و تیمی از ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران در چهارراه گلوبندک، داخل یک کوچه بن‌بست که جنایت رخ داده بود، حاضر شدند.

آنها مشاهده کردند مردی۶۰ ساله با اصابت دو گلوله کشته شده است. تحقیقات از شاهدان نیز نشان می‌داد او قصد سوار شدن به خودرویش را داشته که هدف شلیک گلوله مردی قرار گرفته و قاتل گریخته است.

با تشکیل پرونده قضایی در شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران و با دستور بازپرس جنایی، تحقیقات ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران آغاز شد‌.

ماموران در جریان تحقیقات هویت مقتول را به دست آوردند. آنها با تحقیق از خانواده وی متوجه شدند مقتول با خواهرزاده‌اش اختلاف مالی داشته و از سوی وی چند بار تهدیدبه مرگ شده است. با تحقیق از شاهدان مشخص شد، مشخصات ضارب با خواهرزاده مقتول یکی است.

ماموران برای دستگیری او به خانه‌اش رفتند، اما وی آنجا را ترک کرده و خانواده‌اش از او خبرنداشتند. جست‌وجوها برای دستگیری متهم ادامه داشت تا این که با گذشت دو ماه از جنایت و در حالی که او مدام مخفیگاهش را تغییر می‌داد، دیروز ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران آخرین مخفیگاه وی را در محله ولنجک تهران شناسایی کردند و ساعت ۱۵ متهم به قتل بازداشت شد‌.

او در بازجویی پلیسی اعتراف کرد به دلیل اختلاف حساب مالی ۴۵۰ میلیون تومانی با دایی‌اش و به قصد انتقام‌گیری از او، سلاح خریده و روز حادثه وی را با شلیک گلوله به قتل رسانده است. متهم در بازداشت به سر می‌برد و تحقیقات از او ادامه دارد.





لینک منبع

حکم قصاص برای قاتل راننده پراید



اتاق خبر ۲۴

رسیدگی به این پرونده از دهم فروردین سال ۹۵ به‌دنبال اعلام خبر ناپدید شدن مرد۴۹ ساله‌ای به‌نام غلامرضا کلید خورد.

یک روز بعد جسد مردی ناشناس با کت وشلوار سرمه‌ای در حوالی خیابان خلیج فارس تهران کشف شد. پس از شناسایی هویت وی مشخص شد این جسد متعلق به غلامرضا است.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد وی در اثر اصابت چاقو به قلبش جان باخته است. بدین ترتیب تیم ویژه‌ای از کارآگاهان جنایی برای رمز گشایی این پرونده تشکیل شد.
در حالی که تحقیقات پلیس ادامه داشت یک ماه بعد مأموران پلیس به یک خودروی پراید در شهر رفسنجان مشکوک شده و به راننده دستور ایست دادند. اما راننده که مقدار زیادی مواد مخدر در خودرو جاسازی کرده بود می‌خواست فرار کند که به دام افتاد. در حالی که بررسی‌ها از خودرو ادامه داشت مأموران دریافتند خودرو سابقه سرقت دارد بنابراین وقتی در بازرسی از پراید مدارک مربوط به غلامرضا- مقتول- را پیدا کردند راز جنایت شوم نیز فاش شد.
متهم درحالی که به جرم حمل مواد مخدر به زندان رفسنجان منتقل شده بود تحت بازجویی قرار گرفت و در نخستین بازجویی‌ها پرده از راز جنایتش برداشت و اعتراف کرد. او به کارآگاهان گفت: من از شهرری سوار خودرو دربستی شدم چون پولی نداشتم می‌خواستم زمان رسیدن به مقصد پا به فرار بگذارم اما راننده دستم را گرفت ودرحالی که می‌خواست از گوشه صندلی‌اش چاقو در بیاورد من چاقوی کوچکم را از جیب درآوردم و با راننده درگیر شدم وضربه‌هایی با چاقو به او زدم وقتی از خودرو پیاده شد کمی جلوتر رفت و روی زمین افتاد.

از آنجا که خیلی ترسیده بودم با خودروی مقتول فرار کردم اما بعد از فرار فهمیدم که گوشی‌ام در صحنه جنایت جا مانده به برادرم زنگ زدم و از او خواستم به محل قتل برود وگوشی‌ام را بردارد. همان جا بود که برادرم متوجه قتل شد.

بعد از فرار به شهری رفتم که زن وپسر سه ساله‌ام آنجا سکونت داشتند. چند روز اول خودرو را داخل پارکینگ گذاشتم اما چندی بعد به گمان اینکه آب‌ها از آسیاب افتاده با خودرو می‌خواستم مواد مخدر جا به جا کنم که دستگیر شدم.

صبح دیروز این متهم از زندان به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی منتقل شد تا محاکمه شود. در آغاز جلسه رئیس دادگاه به نیابت از نماینده دادستان که در دادگاه حضور نداشت متن کیفرخواست را خواند، آنگاه وکیل مدافع خانواده مقتول در جایگاه ایستاد و خواستار قصاص متهم شد. نماینده قوه قضائیه هم از جانب طفل صغیر مقتول خواستار قصاص متهم شد. سپس متهم در حالی که منکر قتل شد پشت میز محاکمه ایستاد تا به سؤالات قضات پاسخ دهد.
چند سال داری؟ ۲۷ساله هستم.
متأهل هستی؟ بله، یک فرزند پنج ساله هم دارم.

براساس کیفرخواست متهم هستی به قتل و جراحاتی که بر میت وارد کردی؟ آیا اتهام‌هایت را قبول داری؟ خیر من اتهامم را قبول ندارم من قاتل نیستم…..

ماجرا را شرح بده؟ قرار بود من گوسفندی برای دوستم ببرم وقتی سر قرار رسیدم او با مقتول درگیر بود من خواستم آنها را از هم جدا کنم اما نتوانستم، دوستم او را کشت من خیلی ترسیده بودم. او ازمن خواست فرار کنم….
چرا متناقض حرف می‌زنی و داستانسرایی می‌کنی تو قبلاً به‌صراحت در چندین مرحله قتل را به گردن گرفتی؟ دوستم از من خواست قتل را به گردن بگیرم تا بتواند رضایت بگیرد و من را آزاد کند….
او حتی الان به خانه‌ام رفته ومی‌خواسته پسرم را گروگان بگیرد…..
چرا با خودروی مقتول پا به فرار گذاشتی؟ از روی ترس….
 سعی نکن با داستان جدید دادگاه را معطل کنی؟ من هرآنچه گفتم راست است فقط باید بگویم که قاتل نیستم…

پس‌ از اظهارات ضد و نقیض متهم، قضات دقایقی وارد شور شده و متهم را به اتهام قتل عمد به قصاص محکوم کردند همچنین درباره پرداخت دیه به‌خاطر جنایت بر میت نیز وارد شور شدند.





لینک منبع

دلار فروشی که قاتل شد



اتاق خبر ۲۴

بعد از ظهر دوشنبه ۲۸ اسفند سال گذشته، گزارش تیراندازی در حوالی چهارراه گلوبندک از سوی مأموران کلانتری ۱۱۳ بازار به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد.

بدین ترتیب بازپرس محسن مدیر روستا و تیمی از کارآگاهان بررسی صحنه جرم راهی محل شدند. در تحقیقات میدانی مشخص شد مقتول مرد ۵۱ ساله‌ای بوده که هنگام سوار شدن بر موتورسیکلتش از سوی مرد جوانی با شلیک دو گلوله به قتل رسیده است.
در بازبینی دوربین‌های مداربسته محل حادثه، تصویر متهم ۴۱ ساله به‌دست آمد. همزمان با شناسایی هویت وی مشخص شد، رستم، یکی از دلالان دلار بوده است که بعد از این جنایت ناپدید شده است. بدین ترتیب تحقیقات برای دستگیری عامل این جنایت از سوی کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت ادامه یافت، تا اینکه کارآگاهان جنایی با خبر شدند رستم در ساختمان نیمه‌سازی مشغول گچکاری شده است.

با شناسایی مخفیگاه متهم، وی ساعت ۳ بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ اردیبهشت و پس از ۵۶ روز فرار دستگیر شد.
وی در تحقیقات گفت: برای کارگری به تهران آمدم اما دریافتم دلالی دلار کار بهتری است به همین خاطر وارد این کار شدم و از این دلالی هم پول خوبی گیرم آمد، تا اینکه به مرد میانسالی ۴۰۰ میلیون تومان دلار فروختم و او زیر معامله زد و پولم را نداد. از آنجایی که تمام این داد و ستدها زبانی بود و روی کاغذ نوشته نشده بود، من مدرکی برای گرفتن پولم نداشتم.
بعد از مدتی هم مرد بدهکار فرار کرد، او یک دوست نزدیک به نام شهریار داشت که کارهایش را هم انجام می‌داد. به سراغ شهریار رفتم و از او خواستم محل مخفی شدن مرد بدهکار را به من نشان  بدهد اما او منکر شد و گفت خبری از وی ندارد. در همین گیرو دار عصبانی شدم و ناگهان با اسلحه‌ای که همراهم بود دو گلوله به او زدم و فرار کردم.

سرهنگ حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: متهم که در یک ساختمان نیمه کاره در منطقه ولنجک کارگری می‌کرد پس از دستگیری تحویل دادسرا شد. تحقیقات از او به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران ادامه دارد.





لینک منبع

راز جسد تیکه تیکه دختر تهرانی از زبان قاتلی که روی هیتلر را سفید کرد



اتاق خبر ۲۴

جسد تیکه تیکه دختر تهرانی پس از ۱۸ سال دوستی با مرد شیطان صفت در سطل های آشغال پیدا شد در گفتگویی که با این قاتل جانی انجام شده است وی به چزئیات روز حادثه خونین و اینکه چگونه مرتکب این قتل و حشیانه شده است توضیحاتی داده است
جسد تیکه تیکه دختر تهرانی

سیروس – معروف به حمید – قاتلی است که برای ناشناس ماندن جسد اندام‌های زن جوان را در دو کیسه زیاله مشکی قرار داده بود، تصور نمی‌کرد ناخن‌های مصنوعی رازش را برملا ‌کند:

-اگر مقتوله رو نمی‌خواستید چرا از زندگی‌شون نرفتی بیرون؟

(سکوت)

-تحصیلات شما چقدره؟

دیپلم هستم، عمران خوندم اما ادامه ندادم…

-قساوت قلب یعنی چی؟

قساوت قلب یعنی آدم به جایی برسه که اون چیزی که از قلبش بیرون میاد رو پا روی اون بزاره.

-قلبت تند تند می‌زنه؟

بله من مدت ها است خواب ندارم. عذاب وجدان دارم. تداعی می‌شه برام همش اون اتفاق. شما وقتی قساوت قلب رو پرسیدید تلنگری بود به عملکرد احمقانه من در روز حادثه.

-خودتون رو یک آدم قسی‌القلب می‌دونید؟

عملکرد من این رو نشان می‌ده. در زمان بازپرسی، بازپرس به من گفت هیتلر هزاران نفر رو کشت اما کاری که تو کردی از هیتلرم بدتر بود. بابت این عملکردِ روز پنجشنبه ۲۹ بهمن، خودم رو قسی‌القلب می‌دانم.

-چند تا خواهر برادرید؟

سه تا برادر هستیم و من فرزند کوچک خانواده هستم. بقیه ازدواج کردن، آزاده ۳۶ سالش بود و من وی را دقیقا ۱۸ سال پیش سال ۷۶ بالاتر از میدان ونک دیدم. آن زمان من در حال تردد با ماشینم در ونک بودم که آزاده با دوستش سوار ماشین من شدند.

-شما که مسافرکش نبودید چی باعث شد این دو خانم را سوار کنید؟

شاید شور و شوق جوانی. در طول این ۱۸ سال شاید حتی یک سال یا یک سال و نیم حتی دو سال و نیم همدیگر رو نمی‌دیدیم اما در مناسبت‌های خاص مثل تولد زنگ می‌زدیم و با هم قرار می‌گذاشتیم. من با آزاده دوست بودم فقط.
جسد تیکه تیکه دختر تهرانی
قاتل دختر جوان تهرانی

-چرا یک دختر را ۱۸ سال به دنبال خودتون کشوندید؟

من هیچ‌وقت به آزاده امیدواری نمی‌دادم… فقط از نظر احساسی به آزاده تعلق خاطر داشتم.

-چرا حتی با اینکه دوستش داشتی اما قانونی و شرعی اقدامی نکرده بودی؟ هزینه‌شان را می‌دادی؟ خرجش‌ رو می‌دادی، اما چرا با او ازدواج نکردی؟

بین من و آزاده این اعتماد بود که تا هر زمانی که خواستیم با هم هستیم ولی هر کداممان مورد ازدواج داشت و موقعیت برایش پیش آمد می‌تواند برود و ازدواج کند. برای آزاده اتفاقا خواستگارم زیاد بود اما ازدواج نمی‌کرد. مستقیم به من هم چند بار گفت که بیا ازدواج کنیم اما من اونو نمی‌خواستم برای ازدواج.

-پس اگر نمی‌خواستیدش چرا از زندگی‌اش بیرون نرفتید؟

آزاده رو به عنوان یک دوست می‌تونستم بپذیرم اما به‌عنوان کسی که شریک زندگیم بود نمی‌تونستم بپذیرم.

-چرا وقتی این خانم رو نمی‌خواستید به طور کامل از زندگیش نرفتی؟

آزاده هیچ‌وقت من رو به‌عنوان حساب بانکی نگاه نمی‌کرد.

-روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟

پنجشنبه قرار شد به یاد قدیما صبح زود با هم کله‌پزی برویم. من با خانواده‌اش هم رفت و آمد داشتم اما یک شب هم خانه‌شان نماندم.

-آزاده چی؟

آزاده هم حتی یک بار خونه من نمونده. با هم مهمانی می‌رفتیم اما آزاده همیشه شب به خانه خودش برمی‌گشت.

 
نحوه قتل و جسد تیکه تیکه دختر تهرانی از زبان قاتل بی رحم

-خب، از روز حادثه بگو.

ساعت ۶:۳۰ صبح با آزاده قرار داشتم. ساعت ۶:۳۰ رسیدم و مادرش اومد و سلام علیک کردیم. مادرش و خواهرش داشتند می‌رفتند برای ورزش صبحگاهی. آزاده هم ۶:۳۵ دقیقه اومد و رفتیم یک کله‌پزی بالای میدان پروین در منطقه تهرانپارس. شروع کردیم حرف زدیم. این را هم بگم که هم من و هم آزاده همیشه مبادی آداب بودیم و هیچ‌وقت جمله بدی یا کلمات بدی از دهانمان بیرون نمی‌آمد. کلا آزاده استرس داشت و چند بار از دستش حتی قاشق افتاد.

من عاشق مادرم هستم ومن شرمنده‌ش هستم که این جنایت را کردم. آن روز آزاده شروع کرد به مادرم فحاشی کردن. من چند بار حرفی نزدم اما در نهایت با هم شروع به ناسزا و جدل کردیم. آزاده بحث را کشاند به سمت من که اگر با من ازدواج کرده بودی الآن زندگیم این گونه نبود.
همچنین بخوانید :  دوئل مرگبار دو کشاورز بر سر آبیاری زمین

خواهر کوچک من ازدواج کرده و قرار است بچه‌اش هم به دنیا بیاید اما من چی؟ دو سال قبل آزاده به من پیشنهاد ازدواج داد و من هم گفتم در مورد آن صحبت می‌کنیم. اما بعد از حدودا دوهفته بهش گفتم که با او ازدواج نمی‌کنم.

در نهایت بحث ما در روز حادثه به فحاشی کشید و من بهش گفتم فحاشی به مادرم نکن اما اون بدتر کرد. بالاخره صبرم تموم شد و ماشین رو سریع نگه داشتم. روز قبل به دلیل عارضه آرتروز گردن که آزاده داشت و رفته بود فیزیوتراپی دست چپش درد می‌کرد.
جسد تیکه تیکه دختر تهرانی
جنایت تکان دهنده در پس جسد تیکه تیکه دختر تهرانی

من ناگهان به سمت آزاده خیز برداشتم با یک دستم گردنش را گرفتم و با دست دیگرم روی دهانش گذاشتم تا دیگر ناسزا نگوید، به خودم اومدم دیدم آزاده کبود شده. چون دستش رو همیشه دو دور دور کمربند ماشین می‌پیچید و دستش تو کمربند گیر کرده بود بنابراین نمی‌تونست از خودش هیچ واکنشی و دفاعی نشان دهد.

یک لحظه حس کردم رنگش کبود شد اما دیر شده بود. چون چند وقت پیش در استخر نفسش بند آمده بود و اورژانس توانسته بود احیاش کند من هم فکر کردم مثل همان روز استخر شده و سریع روسریش رو باز کردم و چند تا چک زدم توی صورتش اما به هوش نبود. خیلی ترسیده بودم. رفتم به سمت زمین‌های کشاورزی اطراف تهران. رفتم که آنجا رهاش کنم اما آنجا برعکس هیشه شلوغ بود.

برگشتم سمت آپارتمان  خودم در ایوانک. پارکینگ رو باز کردم و آزاده روی همان صندلی بود و کبودی صورتش بیشتر شده بود. رفتم بالا و در آپارتمان رو باز کردم و برگشتم تا آزاده رو ببرم داخل آپارتمان. با سختی خیلی زیاد و استرس زیاد بردمش داخل. بیست دقیقه بالا سرش بودم و نگاهش می‌کردم. بعد رفتم توی خیابان و یک نایلون بزرگ خریدم، یک پتو می‌خواستم بخرم تا جسد رو لاش بپیچم که یک جای دیگر ببرم. دو تا چاقو خریدم.
کشف جسد تیکه تیکه دختر تهرانی توسط دوست پسرش

-چرا دو تا چاقو خریدی؟

نمی‌دونم. اصلا باور نمی‌کنید خودم نمی‌دانستم چرا این چاقوها و نایلون‌ها رو خریدم. حتی وقتی چاقو را دورانداختم متوجه اره‌ای بودن یکی از آنها شدم.

-شما عصبانیت‌تان و بحث‌تان اتفاقی بود؟

اما از اینکه شما رفتید چاقو و نایلون خریدید نشان می‌دهد که اینها اتفاقی نبوده؟

خدا شاهده من فقط شاید چون حمل جسد تیکه تیکه دختر تهرانی راحت‌تر بشه این کارو کردم. چون واقعا کمرم درد گرفت وقتی آزاده رو تا توی آپارتمانم حمل کردم. هیچ منطقی پشت کار من نیست. من این را قبول می‌کنم.

– استدلال این کار شما چه بوده است؟ شما عمدا کسی را کشتید؟ اما مثله کردن یعنی نفرت و کینه.

(سکوت)

– شما ۴۰ سال زندگی کردید فقط حماقت نقطه ضعف شما بوده است؟

نه. من همیشه به دلیل عدم تشکیل خانواده از طرف مادرم مورد سرزنش قرار می‌گرفتم.

– چرا با کراهت از ازدواج کردن با آزاده صحبت می‌کنی؟ مگر از او کینه به دل داشتی؟

نه نه اصلا نفرت نداشتم. این اواخر یک سری رفتارهاش برام روشن شد باعث شد از آزاده کمی ناراحت باشم. اما ازش کراهت یا تنفر نداشتم. ضعف من این بود که هیچ وقت ازدواج نکردم.

-اگر ناراحت بودی از آزاده و رفتارهاش و حتی ناسزاهاش می‌تونستی شکایت کنی نه اینکه بکشیش.

درسته اما اون لحظه که آزاده به مادر من فحاشی کرد. من قصدم کشتن نبود. اصلا قصدم این کار نبود. (گریه می‌کند)

-الان دوست داری به روح آزاده چی بگی؟

(با گریه) شرمنده‌اش هستم.

-یعنی چی شرمندش هستی؟

حاضرم هرگونه مجازات را بپذیرم. من داشتم زندگیمو می کردم. کسی که دست به جنایت می‌زند قطعا هدفی داره،نفرتی داره اما من به خدا هیچ‌کدوم این‌ها رو نداشتم (با گریه) از این بدتر حقمه ولی از اینمصاحبه اگر یک نفر عبرت بگیره همین برام کافیه …

منبع: رکنا

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید





لینک منبع

مردی سر دختر ۱۷ ساله اش را برید



اتاق خبر ۲۴

 جفری دان ادوارد پدر سنگدلی که دختر ۱۷ ساله خود را به دلیل رسیدگی نکردن کار های خانه به قتل رساند دستگیر شد.

جفری در اعترافات خود گفت: دخترش در انجام کار های خانه، غذا درست کردن، رسیدگی به امور خانه سهل انگاری می کرد و من هر سری به او تذکر می دادم و چون دخترم از همسر سابقم بود به دلیل نفرتی که از او داشتم دخترم را هم عین مادرش میدیدم و آزارش می دادم.

روزی که به خانه آمدم دیدم دخترم در حال بازی با سگ هایمان است و غذایی آماده نکرده و من هم به دلیل این که در محل کارم دعوای سختی انجام داده بودم از نظر روحی بهم ریخته بودم که سر دخترم خالی کردم و بدون این که متوجه حالات خودم باشم اول سگ هایمان را جلو چشمان دخترم سر بریدم و بعد از ضرب و شتم زیاد دخترم، او را هم با چاقوسر بریدم.

پس از تماس همسایه ها با پلیس  و شکایتشان به دلیل جیغ و داد دختر بیچاره پدر شیطان صفت دستگیر شد.

حکم او در دادگاه اوکلاهما آمریکا اعلام خواهد شد.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید

منبع: رکنا

 





لینک منبع

محاکمه دانشجوی ارشد انرژی هسته ای به خاطر قتل در کرج



اتاق خبر ۲۴

رسیدگی به این پرونده جنایی از سال ۹۳ و به‌دنبال مرگ مشکوک مرد میانسالی حوالی فردیس کرج شروع شد. با دستور بازپرس کشیک قتل، جسد مرد میانسال با هویت مهران ۵۱ساله به پزشکی قانونی منتقل شد. کارآگاهان جنایی درحالی که به‌دنبال ردپای عامل جنایت بودند پس از مدتی درپی بازجویی از اعضای خانواده دریافتند که آنها موضوع مهمی را مخفی می‌کنند.

با ادامه تحقیقات پلیسی دو پسر وهمسر مقتول به‌عنوان مظنون پرونده بازداشت شدند. شاهین و پدرام درحالی که به یک اختلاف کهنه بین مادر وپدرشان اشاره می‌کردند این فرضیه را برای کارآگاهان جنایی ایجاد کردند که با یک پرونده جنایت خانوادگی روبه‌رو هستند.

بازجویی‌ها از اعضای این خانواده ادامه داشت تا اینکه پسر ارشد خانواده به نام پدرام – ۲۶ ساله – پرده از جنایت خانوادگی برداشت وبه قتل پدرش اعتراف کرد.

با افشای این معما شاهین – ۲۱ ساله – و مادرش صغری نیز مجبور به اعتراف شدند.

با توجه به اعترافات هر سه متهم سرانجام کیفرخواست پدرام به‌عنوان عامل اصلی قتل وهمچنین شاهین ومادرش به اتهام معاونت در قتل پدر خانواده صادر شد. هفته گذشته هر سه متهم از زندان  به شعبه یکم دادگاه کیفری استان البرز به ریاست قاضی هدایت رنجبر و با حضور قاضی یزدان پور – مستشار دادگاه- منتقل شده و پای میز محاکمه ایستادند.

درآغاز جلسه قاضی دهقان نماینده دادستان متن کیفرخواست را خواند آنگاه پدرومادر مقتول در جایگاه قرار گرفتند و خواستار قصاص عروس و دو نوه شان شدند. پدربزرگ در حالی که به زحمت در دادگاه حضور یافته بود، گفت: همین نوه‌ام در مراسم ختم پسرم در حالی که هنوز من نمی دانستم چه اتفاقی افتاده به من گفت: «پدربزرگ گریه نکن پدرم رفت بهشت…..» چند هفته موضوع را پنهان کردند…. آنها باهم نقشه قتل پسرم را کشیدند ومن هم اشد مجازات را برای آنها خواستارم.

سپس متهم ردیف اول پرونده پدرام پای میز محاکمه ایستاد وگفت: من دانشجوی فوق لیسانس انرژی هسته‌ای هستم. من شاهد بودم که پدرم چطور به مادرم ظلم می‌کند بارها او را کتک می‌زد تا اینکه فهمیدیم او زن دیگری را به همسری برگزیده؛ این موضوع برایمان قابل تحمل نبود. من و برادر و مادرم به سراغش رفتیم تا با حرف زدن قضیه را تمام کنیم اما او درگیری را شروع کرد و من هم با چاقویی که از خودرو برداشتم به سراغش رفتم وبعد نمی‌دانم چه شد…. من قصد کشتن او را نداشتم پدرم درگیری را شروع کرد و حالا بشدت پشیمانم….سپس مادر خانواده در جایگاه محاکمه ایستاد و در دفاع از خودش گفت: همسرم به من ظلم کرد حتی با مردنش هم طور دیگری زندگی‌ام را نابود کرد…. من با تمام سختی‌ها ومشکلات سعی می‌کردم زندگی کنم اما وقتی فهمیدم او با زن دیگری ارتباط دارد دنیا بر سرم خراب شد….

ما دو پسر بزرگ داشتیم اما او به من خیانت کرد واصلاً احوال من برایش مهم نبود.

وقتی روز حادثه من ودو پسرم دنبالش رفتیم، او حرفهای خودش را می‌زد و با پسرم درگیر شد…. من خودم را برای قصاص آماده کردم. من حاضرم به جای دو فرزندم اعدام شوم اما آنها آزاد شوند. سپس دیگر متهم پرونده که همچنان اشک می‌ریخت با اشاره به موضوع درگیری گفت: این فقط یک اتفاق بود ما هیچ‌کدام انگیزه قتل نداشتیم وفقط برای صحبت کردن به سراغ پدرمان رفتیم. پس از پایان اظهارات سه متهم، قضات عالی رتبه شعبه یکم دادگاه کیفری البرز برای صدور حکم وارد شور شدند.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید

منیع: رکنا

 





لینک منبع

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز - سئو و بهینه سازی : نکا موزیک