سایت سرگرمی تفریحی قاطی پاتی
خوش آمدید - امروز : شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶
خانه » آرشیو برچسب: حوادث

بایگانی برچسب ها: حوادث

مرگ مشکوک کودک ۵ ساله/ احتمال مسمومیت با متادون



مرگ مشکوک کودک ۵ ساله/ احتمال مسمومیت با متادون اتاق خبر ۲۴

روز هشتم خرداد امسال ماموران کلانتری ۱۶۱ ابوذر از وقوع یک حادثه هولناک با خبر شدند.

مأموران در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت خبر از مرگ مشکوک کودکی ۵ ساله دادند که پدر و مادرش او را به اورژانس انتقال داده بودند.

با اعلام این موضوع به بازپرس محسن مدیرروستا دستور انتقال جسد این پسربچه به پزشکی قانونی برای بررسی علت تامه مرگ و تحقیقات از اولیای او صادر شد.

مادر این پسربچه به حراست بیمارستان اینگونه توضیح داده بود که شوهرم به فرزندم متادون داده است.

مأموران در بهت این اظهارات مادر بچه بودند که مشخص شد  پدر بچه نیز خودش به یکی از پرستارها همین موضوع را عنوان کرده است.

با انتقال جسد پسربچه به پزشکی قانونی و انجام آزمایش‌های گوناگون علت فوت این کودک سه ساله نارسایی تنفسی به دلیل مصرف موادمخدر صنعتی اعلام شد.

به این ترتیب با دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران پدر و مادر این کودک به دادسرای جنایی تهران احضار شدند. 

پدر این کودک ادعا داشت پسرش مدتی قبل از فوت مشکل تنفسی داشته و روز حادثه نیز او را به دلیل مشکل تنفسی به بیمارستان برده‌ و به این صورت نقشی در مرگ فرزندش نداشته است.

این در حالی است که مادر بچه نیز برخلاف اظهارات قبلی خود در بیمارستان مدعی بود من به کودکم هیچ گونه متادونی نخورانده ام. 

با توجه به اظهارات حراست و پرستار بیمارستان و اعلام نظر پزشکی قانونی، پدر کودک بازداشت شد تا تحقیقات در پرونده تکمیل شود.





لینک منبع

هواپیمای حامل آخوندی نتوانست به یاسوج برود



اتاق خبر ۲۴

پرواز ماهان IRM4549 از نوع BAE 462 از تهران به یاسوج حامل وزیر راه و شهرسازی و هیات همراه به دلیل بدی هوای مقصد به فرودگاه شیراز دایورت کرد.

مسئول روابط عمومی وزارت راه وشهرسازی گفت: در خصوص صحبت های مطرح شده مبنی بر فرود اضطراری وزیر راه و شهرسازی باید گفت فرود اضطراری نبوده است.

او در ادامه بیان کرد: زمانی که هواپیما به مقصدی حرکت می کند و به دلایلی امکان فرود در فرودگاه مقصد فراهم نشود هواپیما مجبور به فرود در فرودگاه جایگزین خواهد شد.

این مسئول در پایان اظهار داشت: امروز به دلیل نامساعد بودن آب و هوا امکان فرود برای هواپیما در اصفهان نبود بنابراین هواپیما در شیراز فرود آمد چیزی که در این روزها ابری بارها در مسیرهای مختلف اتفاق افتاده است.





لینک منبع

ماجرای عجیب سرقت خودروی بنز برای خرید کادوی ولنتاین



ماجرای عجیب سرقت خودروی بنز برای خرید کادوی ولنتاین اتاق خبر ۲۴

 ۲۵ بهمن ماه بود که مردی با حضور در دادسرای ناحیه ۳۴ تهران از سه متهم جوان به اتهام سرقت خودروی بنزش که مدل c200 بود شکایت کرد.

پس از این ماموران انتظامی ماموریت یافتند متهمان این پرونده را بازداشت کنند و پس از بازداشت متهمان پرونده بالاخره روز جاری هر سه متهم که شناسایی و بازداشت شده بودند در شعبه پنجم دادسرای ناحیه ۳۴ تحت بازجویی قرار گرفتند. 

کامران درباره جزئیات سرقت خودروی بنز به بازپرس پرونده گفت: من با فرشید و رسول دوست هستم، شبی که سرقت انجام شد در منزل فرشید در کرج بودم و با دوست‌دخترم سهیلا چت می‌کردم که سهیلا به من گفت فردا روز ولنتاین است و باید با هم بیرون برویم و خوش‌ بگذرانیم.

وقتی موضوع را به فرشید گفتم او گفت برای دوستش میترا کادو نخریده و پولی ندارد، به همین دلیل با هم تصمیم گرفتیم به تهران بیاییم و هر جور شده با تهیه مبلغی برای سهیلا و میترا کادو بخریم.

متهم در ادامه گفت: من قصد داشتم برای سهیلا انگشتر بخرم و فرشید می‌خواست برای میترا یه عروسک بخرد اما فقط درحد رفتن به تهران پول داشتیم.

فرشید یک چاقو از خانه برداشت و همراه هم از خانه خارج شده و با مترو به تهران آمدیم، زمانیکه به تهران آمدیم با پرس‌وجو خودمان را به شمال شهر رساندیم و به خیابان گاندی رسیدیم.

البته هدف خاصی نداشته و فقط در خیابان قدم می‌زدیم تا اینکه چشم‌مان به یک بنز سفید رنگ خورد که داخل آن یک پسر و دختر جوان بودند، زمانیکه آنها را دیدیم عقده‌هایمان بیشتر شد.

در آن لحظات، پسر جوان از خودرو پیاده شد و به طرف عابربانک رفت.

کامران در ادامه در زمینه نقشه سرقت شان گفت: فرشید به سرعت به سمت خودروی بنز رفت و به محض اینکه در عقب خودروی بنز را باز کرد، دختر جوان ترسید از خودرو پیاده شد و فرار کرد، در همین حین فرشید به سمت راننده بنز که داخل پیاده‌رو بود، رفت و او را به داخل خودرو کشاند، من نیز سوار بنز شدم، داخل بنز به پسر جوان ماجرا را تعریف کردیم و او خودش گردنبد طلایی را از گردنش درآورد و به ما داد اما من و فرشید طمع کردیم و تلفن ‌همراه راننده و دختر جوان را که داخل خودرو جا مانده بود برداشتیم.

با اینحال بازهم قانع نبودیم و به صاحب بنز گفتیم می‌خواهیم که خودرو را به ما بدهد که او قبول کرد و گفت بنز را به ما می‌دهد و از ما خواست که پس از دو ساعت گشت ‌و گذار با خودروی بنز، خودرو را در مکانی رها کنیم و او گفت از ما شکایت نمی کند.

این متهم که رانندگی با بنز را بلد نبود در ادامه گفت: ما نحوه رانندگی با خودروی بنز که از نوع c200 بود را بلد نبودیم و از راننده، نحوه رانندگی را پرسیدیم و او به ما آموزش داد چطور باید خودرو را برانیم در نهایت راننده را از خودرویش پیاده کردیم و راهی کرج شدیم، فرشید مرا به منزلم رساند و خودش با خودرو رفت.

کامران به علی وسیله ایردموسی گفت: صبح روز بعد با فرشید تماس گرفتم و او با بنز دنبال من آمد و با هم به یک قهوه‌خانه در کرج رفتیم و آنجا حمید نیز به ما ملحق شد، بنز را در مکانی پارک کردیم که یک کانکس پلیس آنجا قرار داشت، دقایقی بعد حمید به قهوه‌خانه آمد و ما سفارش دادیم.

دقایقی نگذشته بود که مأموران پلیس به داخل قهوه‌خانه آمده و پرسیدند خودروی بنز متعلق به چه کسی است که هیچ کس پاسخ نداد و مأموران جیب یکی یکی افراد داخل قهوه‌خانه را گشتند و در نهایت سوئیچ بنز را از داخل جیب فرشید پیدا کرده و ما را بازداشت کردند، من هیچ سابقه کیفری ندارم.

در انتها متهم دیگر نیز ماجرا را به همان نحو تعریف کرد و دیگری نیز مدعی شد که در سرقت حضور نداشته و فقط اموال سرقتی را خریداری کرده است بدون اینکه بداند آنها سرقتی بوده اند. تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.





لینک منبع

شیوه عجیب کلاهبرداری از زنان جوان



شیوه عجیب کلاهبرداری از زنان جوان اتاق خبر ۲۴

در روز ۶ آبان امسال پرونده ای با موضوع کلاهبرداری و به دستور بازپرس شعبه اول دادسرای ناحیه یک تهران به پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ ارجاع شد.

خانم جوانی با حضور در پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: با یک دستگاه خودرو پژو ۲۰۶ در بزرگراه شهید صدر در حرکت بودم که راننده جوان یک دستگاه خودرو سواری پژو اعلام داشت از خودروی اینجانب بنزین نشت می کند.

بدون توجه به این شخص، به مسیر خود ادامه دادم که ناگهان سرنشینان یک دستگاه خودروی نیسان یدک کش دارای چراغ گردان و برچسب امداد خودرو مجددا به من اعلام داشتند که از خودروی اینجانب بنزین نشست می کند و درخواست کردند تا سریعا توقف نمایم.

به محض توقف، دو جوان تنومند با عجله به سمت خودروی اینجانب آمده از من درخواست کردند تا هر چه سریع تر از خودرو پیاده شوم چرا که به گفته آنها هر لحظه امکان انفجار ماشین وجود داشت و بلافاصله هر دو نفرشان وارد ماشین شدند؛ آنها صندلی عقب را بلند کرده و اعلام نمودند که پمپ بنزین خودرو معیوب شده و بنزین از آن نشت می کند و در صورت ادامه حرکت امکان آتش سوزی و حتی انفجار ماشین وجود دارد. 

این خانم جوان در ادامه اظهاراتش به کارآگاهان گفت: در حالیکه بسیار ترسیده بودم با پیشنهاد آنها مبنی بر تعویض پمپ بنزین ماشین موافقت کرده و در حالیکه یکی از آنها با صحبت کردن سعی داشت تا حواس مرا پرت کند، نفر دوم به ظاهر اقدام به نصب یک پمپ بنزین جدید بر روی ماشین کرد ؛ در پایان ، بابت این کار مبلغ ۵۰۰ هزار تومان از من گرفته و محل را ترک کردند.

فردای آنروز به یک مکانیکی مراجعه کرده تا موضوع شب گذشته ، توسط یک مکانیک بررسی شود که در آنجا به من اعلام شد که پمپ بنزین نصب شده بر روی ماشین در واقع یک پمپ بنزین مستهلک است و در واقع به این شیوه و شگرد از من کلاهبرداری شده است.

با توجه به شیوه و شگرد متهمین، کارآگاهان با بررسی تراکنش مالی حساب متعلق به مالباخته اقدام به شناسایی فردی به نام “اصغر . ع” کرده اما در ادامه مشخص شد که مشخصات ارائه شده به بانک واهی و دروغین است.

در ادامه رسیدگی به پرونده و طرح شکایت های مشابه از سوی تعدادی از خانم های راننده که تمامی آنها به شیوه ای مشابه توسط سرنشینان یک دستگاه خودرو نیسان یدک کش مورد کلاهبرداری قرار گرفته بودند، کارآگاهان پایگاه یکم پلیس آگاهی با انجام اقدامات ویژه پلیسی و بررسی تصاویر بدست آمده از دوربین های مداربسته محل تردد خودرو نیسان یدک کش، موفق به شناسایی خودرو نیسان یدک کش مذکور و در ادامه شناسایی مالک آن به نام “سعید. ش” در منطقه مشیریه شدند.

کارآگاهان پایگاه یکم پلیس آگاهی با مراجعه به شهرک مشیریه ، ضمن شناسایی خودرو مذکور ( یک دستکاه خودرو نیسان یدک کش با چراغ گردان و برچسب امداد خودرو سراسری تهران ) محل را تحت مراقبت نامحسوس پلیسی قرار داده و سرانجام “سعید . ش” را در حین سوار شدن به خودرو نیسان دستگیر و به پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند.

متهم بلافاصله پس از دستگیری و در همان تحقیقات اولیه صراحتا به کلاهبرداری از شاکی پرونده و تعداد دیگری از خانم های راننده اعتراف و همدست خود به نام “اصغر . ع” را نیز معرفی کرد که در ادامه مخفیگاه اصغر در همان شهرک مشیریه شناسایی، دستگیر و به پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.

متهمین در اعترافات خود با بیان این مطلب که سوژه های خود را از میان خانم های راننده انتخاب کردند ، علت این انتخاب را عدم آشنایی خانم ها با مسائل فنی خودرو بیان نموده و در ادامه هویت سومین متهم پرونده ( راننده خودرو سواری پژو ) نیز به نام بابک شناسایی ؛ او نیز در روز ۲۳ آذر و دستگیر و به پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.

سرهنگ کارآگاه کامیار چهری، رئیس پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اشاره به اینکه متهمین پرونده برای استفاده از خودروی یدک کش با عنوان امداد خودرو سراسری تهران هیچگونه مجوزی از مبادی قانونی نداشته اند، با اعلام این خبر گفت: در بررسی اسناد و مدارک بدست آمده مشخص گردید که متهمین اقدام به دهها فقره کلاهبرداری به شیوه و شگرد فوق نمودند که تاکنون تعدادی از این افراد شناسایی و جهت شناسایی متهمین و پیگیری شکایات خود به پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ دعوت شدند.

سرهنگ کامیار چهری، در پایان این خبر گفت: از کلیه شکات و مالباختگانی بویژه خانم هایی که بدین شیوه و شگرد مورد کلاهبرداری قرار گرفتند دعوت می شود تا جهت شناسایی متهمین و پیگیری شکایات خود به نشانی پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ در میدا تجریش – خیابان باهنر – کوچه همایون فر مراجعه نمایند.





لینک منبع

مادر زن دامادش را با ضربات سنگ کشت



اتاق خبر ۲۴

پنجم آذرماه زن جوانی با مراجعه به کلانتری ۱۰۱ تجریش به مأموران اعلام کرد که همسرش به نام یعقوب ۳۶ ساله از خانه خارج شده و دیگر مراجعتی به خانه نداشته است.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع “فقدان افراد” و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

همسر فقدانی پس از حضور در اداره یازدهم پلیسی در اظهاراتش عنوان کرد: ” من و همسرم سرای دار یک مجتمع مسکونی در منطقه الهیه هستیم؛ دوم آذرماه برادرم به همراه مادرم برای میهمانی از شهرستان به خانه ما آمدند تا اینکه حدود ساعت ۷ بعداز ظهر تصمیم به بازگشت به خانه شان را گرفتند؛ زمانی که برادر و مادرم قصد خارج شدن از خانه را داشتند، یعقوب از آن‌ها خواهش کرد تا از آنجاکه موتورسیکلت وی خراب شده و روشن نمی‌شد، او را تا قسمتی از مسیر برسانند و پس از آن هر سه نفر از خانه خارج شدند. ساعتی از رفتن یعقوب گذشت، اما از او خبری نشد تا اینکه با برادرم تماس گرفتم؛ برادرم عنوان کرد که یعقوب را در حوالی پارک وی پیاده کرده و دیگر خبری از وی ندارد. نهایتا پس از چند روز بی خبری تصمیم گرفتم تا موضوع را به پلیس خبر دهم.

با آغاز تحقیقات پلیسی، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در همان تحقیقات اولیه اطلاع پیدا کردند که فقدانی اعتیاد به مصرف موادمخدر دارد و همین موضوع علت اصلی درگیری و اختلاف شدید وی با همسر و خانواده همسرش است.

با توجه به شواهد و دلایل بدست آمده که نشان از احتمال وقوع جنایت داشت، کارآگاهان با هماهنگی بازپرس پرونده اقدام به دستگیری همسر فقدانی و همچنین مادر و برادرهمسر فقدانی کرده و تحقیقات پلیسی از آن‌ها در دستور کار کارآگاهان قرار گفت:.

در شرایطی که این سه نفر در اظهارات اولیه منکر هرگونه اطلاع از سرنوشت دامادشان بودند، اما در ادامه، محمد علی (برادر زن فقدانی) عنوان داشت که جسد یعقوب را مخفیانه و بدون آنکه اهالی مجتمع محل زندگی خواهرش از این موضوع اطلاع پیدا کنند به منطقه‌ای روستایی در شهرستان تاکستان منتقل و آنجا زیر خاک پنهان کرده، اما علت مرگ یعقوب را مصرف موادمخدر عنوان داشت.

محمدعلی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: ساعت۹ صبح به بازار رفته بودم که خواهرم با من تماس گرفت و درخواست کرد تا هرچه سریع‌تر به خانه بازگردم؛ زمانی که وارد خانه شدم، با جسد یعقوب مواجه شدم؛ برای آنکه خواهرم از ساختمان اخراج نشود، تصمیم گرفتم تا جسد یعقوب را مخفیانه خارج و به بیابان منتقل کنم.

با توجه به اطلاعات بدست آمده در خصوص مرگ فقدانی، تحقیقات برای مشخص شدن علت اصلی مرگ وی (علیرغم اظهارات اولیه‌ی محمد علی مبنی بر مرگ فقدانی) در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و سرانجام مشخص شد که یعقوب با ضربات سنگ وارد شده از سوی مادرزنش به قتل رسیده است.

همسر یعقوب در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: من با یعقوب درگیر شده بودم؛ در حالی که یعقوب گلوی مرا گرفته و به شدت فشار می‌داد، مادرم در حمایت از من با تکه سنگی چند ضربه به سر یعقوب زد. یعقوب روی زمین افتاد نفس نمی‌کشید، بلافاصله با برادرم تماس گرفته و او نیز پس از مدت کوتاهی به خانه آمد؛ آن‌ها جسد یعقوب را شبانه در صندوق عقب ماشین قرار داده و با خودشان بردند؛ من نیز چند روز پس از این ماجرا به کلانتری رفته و طرح شکایت کردم.

با توجه به اعتراف صریح متهمان پرونده مبنی بر ارتکاب جنایت و انتقال جسد دامادشان به منطقه‌ای روستایی در شهرستان تاکستان، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با اخذ نیابت قضایی به شهرستان تاکستان اعزام شده و با راهنمایی محمدعلی ، صبح امروز موفق به کشف جسد مقتول شدند.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح هر کدام از متهمان به معاونت و مشارکت در جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس پرونده صادر و متهمان برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویزه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید.





لینک منبع

پدر قاتل بنیتا: پسرم را اعدام نکنید



 پدر قاتل بنیتا: پسرم را اعدام نکنید اتاق خبر ۲۴

روزها برایش به شماره افتاده است. هر لحظه و هر ثانیه به پایان نزدیک می‌شود. پایانی تلخ برای پسری که تنها در چند دقیقه به یکی از منفورترین مجرمان پایتخت و حتی ایران تبدیل شد. محمد ٢٧ساله یکی از دو متهم پرونده جنجالی بنیتا است. او به حکم دادگاه به قصاص محکوم شده است؛ قصاص به دلیل رها کردن دختربچه ٨ماهه در داخل خودرو.

حکم او به تأیید دیوان عالی کشور هم رسید و حالا قرار است این قصاص در «مشیریه» اجرا شود. جایی که محمد همراه با «مهدی» پراید پدر بنیتا کوچولو را دزدیدند تا با سرقت ضبط و باند آن خرج چند روز موادشان را جور کنند؛ اما این سرقت با مرگ بنیتا یکی از حساس‌ترین پرونده‌های جنایی تهران را به جریان انداخت.

محمد و مهدی دیگر یک معتادِ سارق نبودند که برای تهیه مواد دله دزدی می‌کردند. این دو از همان روز داغ تابستانی که خودرو را از جلوی خانه بنیتا سرقت کردند، کودک‌ربایی و قتل در پرونده‌اش ثبت شد. پرونده‌ای که در دو جلسه دادگاه رسیدگی شد و درنهایت با حکم قصاص برای محمد و ١٣سال حبس برای مهدی به‌عنوان متهم ردیف دوم این پرونده خاتمه یافت.

خودشان اما می‌گویند از وجود بچه اطلاع نداشتند و وقتی متوجه شدند که کار از کار گذشته بود. آنها با همان پراید نقره‌ای پدر بنیتا کیلومترها از محل حادثه دور شده بودند که این دختر بچه را روی صندلی عقب خودرو دیدند. هول شدند و دست و پایشان را گم کردند، نمی‌دانستند باید چه کار کنند، دستپاچه و مضطرب خودرو را در جایی که فکر می‌کردند پر رفت و آمد است، پارک کردند و از آن‌جا دور شدند؛ اما هیچ‌کدام از اینها برای دادگاه و قاضی قانع‌کننده نبود.

دختر ٨ ماهه توان دفاع از خودش را نداشت، او حتی نمی‌توانست صحبت کند و خودش را از آن شرایط نجات دهد. از نظر قاضی، محمد مرتکب قتل شده و باید مجازات شود. مهدی هم به‌عنوان متهم ردیف دوم پرونده به ١٣ سال حبس و ٢‌ سال تبعید محکوم شد.

این حکم به تأیید دیوان عالی کشور هم رسید و حالا قرار است که محمد در ملأعام به دار مجازات آویخته شود اما اجرای این حکم یک مشکلی دارد. تفاضل دیه مانعی برای اعدام محمد است. رقم آن تاکنون از سوی مراجع رسمی اعلام نشده اما پدر بنیتا همان روز اول گفت که نمی‌تواند آن را بپردازد و از قوه قضائیه خواست تا این پول را پرداخت کند.

چندی بعد هم صحبت‌هایی درباره پرداخت تفاضل دیه از خزانه دولت مطرح شد. حالا اما آن‌طور که گفته می‌شود قرار است پرونده برای پرداخت تفاضل دیه و گرفتن استیذان از طریق دادستانی به دفتر رئیس قوه‌قضائیه فرستاده شود و محمد بنا بر کیفرخواست صادر شده در ملأعام (مشیریه) قصاص شود.

حالا اما پدر محمد به این حکم اعتراض دارد. او معتقد است که در حکم صادر‌شده تبعیض وجود دارد چرا که محمد و مهدی هر دو با هم خودرو را سرقت کرده‌اند و در مرگ بنیتا هر دو به یک اندازه مقصر هستند. او می‌گوید كه پسرم معتاد بوده و شیشه عقل و فکر را از او گرفته بود و به همین دلیل هم آن دختر را در آن وضع رها کرده است تا کسی او را پیدا کند و به خانواده‌اش تحویل دهد.

این پدر ٦٠ ساله اما حرف‌های دیگری هم داشت؛ از توبه و پشیمانی پسرش، از اتفاق تلخی که برای بنیتا پیش آورده تا تقاضا برای بخشش و گذشت از خانواده بنیتا.

در ادامه می‌خوانید گفت‌و‌گوی «شهروند» با مردی است که این روزها را با دلهره و ترس از اجرای حکم پسرش سپری می‌کند را می‌خوانید:

آخرین‌بار کی محمد را دیدید؟
روز شنبه هفته گذشته، صبح بود که به ملاقات او رفتم. همه این مدت هفته یکی یا دوباری به دیدنش می‌روم؛ مخصوصا پس از این‌که حکم اعدامش را صادر کردند.

در این ملاقات چه خواسته‌ای داشت؟
محمد پشیمان است؛ در همه این مدت هر بار که به دیدن او مي‌روم از مرگ آن بچه ناراحت است و می‌گوید بابا من آدمکش نیستم، نمی‌خواستم به او آسیبی برسد، من معتاد بودم، شیشه عقل و فکرم را نابود کرده بود؛ این‌بار هم همه این صحبت‌ها را تکرار کرد.

از حکم اعدام در ملأعام خبر دارد؟
بله؛ خبر داشت. به زندان روزنامه می‌رود؛ در روزنامه خبر را خوانده بود. از همه جزییات این اعدام، استیذان قوه قضائیه و تفاضل دیه، همه اینها را خبر داشت.

درباره اعدام در ملأعام حرفی نداشت؟
همان‌طور که گفتم، فقط می‌گفت من قاتل نیستم، نمی‌خواستم به کسی آسیبی برسد. بچه را رها کردم تا کسی او را پیدا کند و به خانواده‌اش بازگرداند. محمد به من گفت هر چه خواست خدا باشد. من که نمی‌خواستم آن دختر‌بچه بمیرد. خدا خودش این را می‌داند و هر پیشامدی باشد من آن را می‌پذیرم.

در این مدت که به ملاقات محمد رفتید، درباره این‌که چرا بنیتا را با آن وضع در جای خلوتی رها کرد و با پلیس تماس نگرفت، سوالی از او نپرسیدید؟
بارها از او پرسیدیم. او به من گفت که وقتی خودرو را دزدیدیم، فقط به فرار فکر می‌کردیم. آنها خمار بودند، آدم معتاد آن هم از نوع شیشه‌ای وقتی دنبال جور‌کردن مواد است، دیگر عقلش کار نمی‌کند. محمد و مهدی هم برای تهیه پول مواد خودرو را دزدیدند. خودش به من گفت که پلیس دنبال آنها بود. آنها وقتی از آن‌جا دور می‌شوند تازه متوجه حضور بچه روی صندلی عقب خودرو می‌شوند و با عجله خودرو را نزدیکی بازار میوه و تره‌بار پاکدشت پارک می‌کنند، روبه‌روی یک مغازه سه‌دهنه. من خودم چندبار از آن‌جا رد شدم، جای شلوغ و پرترددی است. هنوز هم برایم عجیب است که چطور کسی متوجه حضور این بچه نشده بود؛ درِ خودرو را هم باز گذاشته بودند. آنها با عجله فرار می‌کنند، حتی ضبط و باند خودرو را هم با خود نمی‌برند. محمد و مهدی به خیال این‌که پلیس پشت سر آنهاست و جای شلوغی توقف کرده‌اند و بچه خیلی زود به خانواده‌اش بازگردانده می‌شود، از آن‌جا فرار می‌کنند و به خانه یکی از دوستانشان می‌روند و می‌خوابند. همین‌جا هم نشان می‌دهد که عقل و فکر اینها درست کار نمی‌کرده، چطور یک آدم می‌تواند بعد از چنین حادثه‌ای راحت بخوابد؛ البته این حرف‌های من به معنی توجیه جرم پسرم نیست. به هر حال او و دوستش باعث مرگ یک دختر‌بچه شده‌اند و باید مجازات شوند اما محمد قتل عمد مرتکب نشده من همه اعتراضم به همین است که او قتل عمد انجام نداده است. من سواد قضائی ندارم اما برای این حرفم هم دلیل محکمی دارم.

چه دلیلی؟
همه این ماجرا دو نفری انجام شده؛ یعنی محمد و مهدی با هم این خودرو را سرقت کردند و از وجود بچه هم هر دو نفر آگاه بودند و در مرگ بنیتا به یک اندازه مقصر هستند؛ چطور پسر من به اعدام محکوم شد اما مهدی به ١٣‌سال حبس و تبعید. اگر قتل غیرعمد بوده که باید محمد هم به زندان محکوم می‌شد و اگر نه هر دو نفر اعدام شوند؛ البته من باز هم اعتقاد دارم که محمد و مهدی هر دو معتاد بودند و نمی‌توانستند تصمیم درستی بگیرند.

وقتی فهمیدید که پسرتان باعث مرگ یک دختربچه شده است، چه احساسی داشتید؟
چند روز قبل از آن حادثه، من با محمد دعوا کردم. او شب‌ها به خانه نمی‌آمد. سر همین مواد هم حرفمان شد. او چند ماه قبل به خاطر شیشه به زندان افتاده بود. من از او قول گرفتم که ترک کند. بعد هم ضمانت کردم و او از زندان آزاد شد اما بعد از چند هفته دوباره سمت شیشه رفت. من هم به او اعتراض کردم و او هم از خانه رفت. خبر گم‌شدن بنیتا را شنیده بودم اما هیچ فکر نمی‌کردم پسر من در این ماجرا دست داشته باشد. بعد هم پدر مهدی با من تماس گرفت و گفت که آنها را گرفته‌اند و جرمشان قتل بنیتا است.

وقتی این خبر را شنیدید چه حالی داشتید؟
باورم نمی‌شد. پسر من معتاد بود، دله‌دزدی هم می‌کرد، اما آدمکش نبود. راستش من بیشتر از همه با اعتیاد او مشکل داشتم. در این مدت هم او در زندان اعتیاد را ترک کرده است و در کلاس‌های گروهی معتادان نجات‌یافته شرکت می‌کند. خیلی سر حال شده، اصلا حرف‌زدنش تغییر کرده است. تازه دارد فکرش کار می‌کند. در کلاس‌های قرآن شرکت می‌کند و چند سوره را هم حفظ کرده است. وقتی در ملاقات‌ها از اینها برای من تعریف می‌کند، خیلی خوشحال می‌شوم، اما همان موقع غم بزرگی روی دلم هوار می‌شود. او را بالامی‌کشند و من باید دست و پا زدنش را تماشا کنم. به خدا او قتل عمد نکرده؛ از خدا می‌خواهم که مهر محمد را به دل خانواده آن دختر بیندازد. مرگ فرزند خیلی سخت است، من حال آنها را درک می‌کنم؛ اما محمد تازه دارد، انسان می‌شود.

در این مدت برای گرفتن رضایت به سراغ خانواده بنیتا رفته‌اید؟
چندبار می‌خواستیم این کار را بکنیم، اما حتی ما را داخل خانه راه نمی‌دهند. وکیل پرونده هم چندبار به آنها مراجعه کرد، اما حتی حاضر نشدند، صحبت او را گوش دهند. نمی‌دانم چه سرنوشتی درانتظار ما است؛ تنها امید ما به خدا است.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید

 





لینک منبع

اقدام جنون‌آمیز پسر جوان در خانی‌آباد



اتاق خبر ۲۴

پسر جوانی در یک اقدام جنون‌آمیز خودش را سوزاند و بر اثر این حادثه دو نفر دیگر مصدوم شدند.

این حادثه در یک آپارتمان در خانی‌آباد، خیابان میعاد جنوبی به وقوع پیوست و پس از اعلام آن به سامانه ۱۲۵، به سرعت آتش‌نشانان ایستگاه ۸۲ آتش‌نشانی تهران به محل اعزام شده و مانع از مرگ این پسر هجده ساله شدند.

طی این حادثه این پسر جوان از نواحی متعدد بدن و دو نفر دیگر از ناحیه دستها دچار سوختگی شدند.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید





لینک منبع

تصویر منتشر شده متعلق به اجساد حادثه هواپیمای تهران-یاسوج نیست



اتاق خبر ۲۴

عصر ایران تصاویری از اجساد تعدادی از قربانیان سقوط هواپیما منتشر کرده که بدنشان آسیب ندیده است و حتی به دور خود پتو پیچیده بودند، اما به نظر می‌رسد در مقابل سرما دوام نیاوردند.
با دقت در تصویر مشخص می شود که افرادی در کنار اجساد هستند مرد عادی با کفش معمولی هستند در حالی که باید افرادی باشند با تجهیزات کوه نوردی و پوتین و … از طرف دیگر با بررسی های خبرنگار عصرایران مشخص شد که این تصویر که در حال بازنشر در شبکه های اجتماعی، رسانه ها داخلی و به خصوص خارجی است متعلق به سقوط هواپیمای مسافربری ایران ایر در ۱۹ دی ماه سال ۸۹ است نه پرواز یاسوج.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید

منبع: سیمرغ





لینک منبع

ضرب و شتم پزشک زن در بیمارستان امام خمینی(ره) بناب



ضرب و شتم پزشک زن در بیمارستان امام خمینی(ره) بناب اتاق خبر ۲۴

گزارش های رسیده حاکی است، متاسفانه وضعیت پزشک مساعد نبوده و فورا به بیمارستان امام رضا(ع) تبریز اعزام شده است.

بنا به گفته روابط عمومی بیمارستان بناب، ضارب به این امر اکتفا نکرده و به پرسنل در حین خدمت نیز توهین و اهانت کرده است.

فرد اخلالگر با حکم دادستان بناب با حضور عوامل کلانتری ۱۱ و یگان امداد، دستگیر شده و هم اکنون تا تکمیل پرونده در بازداشت به سر می برد.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید

منبع: خبرگزاری بسیج





لینک منبع

اقدام وحشتناک با نوعروس در ماه عسل



اتاق خبر ۲۴

لوئیس بنت ملوان استرالیایی در ایالات متحده آمریکا که در ماه عسل بوده است، برای دومین بار محکوم به قتل همسر دوم خود شده است.
همسر این ملوان در ماه عسل در «ماه می» در دریا گمشده بود.

پلیس این فرضیه را دنبال می کند که این مرد همسر دومش را در ماه عسل کشته و به دریا انداخته است.
 روز سه شنبه اعلام کرد بنت، ۴۱ ساله، در دادگاه فدرال در میامی، به دلیل دخالت در مرگ ایزابلا هلمن، دستگیر شده است.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید

منبع: رکنا





لینک منبع

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز - سئو و بهینه سازی : نکا موزیک