سایت سرگرمی تفریحی قاطی پاتی
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: آمریکا

بایگانی برچسب ها: آمریکا

جزئیات ۲ سال مذاکره مصدق با آمریکا



جزئیات ۲ سال مذاکره مصدق با آمریکا اتاق خبر ۲۴

تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در روز ۲۹ اسفندماه سال ۱۳۲۹ و پس از آن، اجرایی شدن این قانون در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰، سرآغاز جنگی تمام عیار میان ملت ایران با استعمارگر پیر یعنی بریتانیای کبیر بود. انگلیس که خیال نداشت منافع سرشار چندین ساله خود در راهبردی ترین منطقه جهان را از کف بدهد، سعی کرد با اعمال فشارهای بی امان علیه دولت و ملت ایران، مسیر نهضت ملی شدن نفت را منحرف کند و به نقطه آغاز بازگرداند.

در این میان ایالات متحده آمریکا، در ظاهر، سعی در ایفای نقش میانجی میان ایران و بریتانیا داشت؛ این نقش البته با گذر زمان وجه تخریبی به خود گرفت و در نهایت به مشارکت و هم دستی این کشور در ماجرای کودتا که نقشه اش، محصول فکر و ذهن انگلیسی ها بود، منجر شد.

در این گزارش سعی داریم به این سوال پاسخ دهیم که مقامات آمریکایی برای نقش میانجی‌گری خود به چه حربه‌هایی دست یازیدند؟

چرا میانجی‌گری؟

پس از خاتمه جنگ جهانی دوم، دوران ستیز میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی که از آن به عنوان «جنگ سرد» یاد می‌شود، آغاز شد؛ در این دوران، دو قطب مزبور سعی می کردند تا حوزه نفوذ خود در جهان را بسط و گسترش دهند. یکی از این مناطق که اهمیت فوق العاده ای برای طرفین داشت، ایران، به عنوان یکی از بزرگ ترین ذخیره گاه های انرژی جهان بود.

بنابر این استدلال، طبیعی و بدیهی بود که در مناقشه نفتی، آمریکا جهت حفظ منافع خود در برابر شوروی و جلوگیری از غلطیدن ایران در دامان کمونیزم، گزینه میانجی‌گری و تلطیف فضا میان ایران و انگلیس را انتخاب کند. بر اساس همین راهبرد بود که آمریکایی ها برای فیصله دادن به مناقشه نفتی، وارد عرصه گفتگو و چانه زنی با مقامات ایران و البته انگلیس شدند.

ماموریت فرستاده ویژه ترومن

نخستین گام آمریکایی‌ها جهت خاتمه‌دادن به درگیری میان ایران و انگلیس، اعزام «اورل هریمن» فرستاده ویژه هری ترومن رئیس‌جمهور آمریکا، به ایران بود. ماموریت اصلی هریمن در تهران، قانع‌کردن مصدق به مذاکره با انگلیسی‌ها بود. هریمن در تیرماه سال ۱۳۳۰ وارد تهران شد. وی همراه با «والتر لِوی» کارشناس نفتی، چندین نوبت به دیدار مصدق رفت. هریمن و لوی در این دیدارها سعی داشتند به مصدق بقبولانند که ایران از نظر داشتن تکنولوژی، تکنسین و امکانات دیگر، توانی برای اداره مستقل پالایشگاه آبادان ندارد.

لوی در یکی از این دیدارها خطاب به مصدق گفت: «تقریبا هیچ ایرانی آموزش‌دیده‌ای برای اشغال مناصب اداری و فنی پالایشگاه وجود ندارد. ایران همچنین برای انتقال نفت به بازارهای جهانی، نفتکش در اختیار ندارد.» پس از برگزاری چندین جلسه، مذاکرات لوی و هریمن با مصدق به بن‌بست کشید.  

هریمن پس از شکست مذاکرات با مصدق، به سراغ شاه رفت. حقیقت اما این بود که شاه در آن ایام، از قدرت کافی و وافی برای اثرگذاری بر معادلات داخلی و حتی خارجی ایران برخوردار نبود. نداشتن قدرت اثرگذاری، به وضوح در پاسخ شاه به هریمن قابل دریافت و برداشت است؛ محمدرضا خطاب به هریمن که خواسته بود ماجرای نفت ایران را حل و فصل کند گفت: «در مقابل افکار عمومی نمی‌توانم یک کلمه علیه ملی شدن نفت بگویم.» آخرین شانس هریمن، گفتگو با آیت‌الله ابوالقاسم کاشانی بود.

هریمن تصور می‌کرد خواهد توانست از طریق کاشانی، مصدق را به حضور پای میز مذاکره با انگلیسی ها وادار کند. پاسخ آیت‌الله کاشانی به درخواست هریمن اما جالب بود؛ «هیچ ایرانی با عزت نفسی هرگز با سگ‌های انگلیسی ملاقات نمی‌کند و آمریکا با ارائه چنین پیشنهادی خود را به دشمن ایران تبدیل کرده است. اگر مصدق تسلیم شود، خونش مانند رزم‌آرا ریخته می‌شود.»

آمریکا، شرمنده انگلیس

انگلیسی‌ها برای ایجاد دست‌انداز در مسیر نهضت نفت ایران، به هر کاری که می‌شد دست زدند؛ از جمله خرابکاری و از کارانداختن دستگاه‌ها و ماشین‌آلات پالایشگاه آبادان. این اقدامات، پالایشگاه را از کار نمی‌انداخت، به شرطی که تکنسین‌هایی برای اداره آن یافت می‌شد. به همین منظور، شرکت نفت ایران برای به کارگرفتن تکنسین‌های زبده، در چند روزنامه و نشریه تخصصی اروپایی، آگهی استخدام منتشر کرد.

دیپلمات‌های انگلیسی، برای اطمینان از اینکه پای هیچ کدام از تکنسین ها به ایران نخواهد رسید، به فعالیت پرداختند؛ از جمله اینکه دولت‌های سوئد، اتریش، فرانسه و سوئیس را برای جلوگیری از صدور مجوز خروج متقاضیان علاقه‌مند، متقاعد کردند. در این میان، یک شرکت آمریکایی، استخدام ۲۵۰۰ تکنسین آمریکایی برای اداره پالایشگاه نفت را به دولت ایران پیشنهاد داد اما پس از آنکه وزارت خارجه آمریکا این پیشنهاد را «مغایر منافع انگلیس و موجب شرمندگی ایالات متحده» برشمرد، پیشنهاد خود را پس گرفت!  

مصادره، نَه ملی‌کردن!

ماموریت هریمن آشکارا به شکست انجامید. هر چند هریمن به عنوان واسطه از طرف ترومن به ایران آمده بود اما در اصل، ماموریت داشت با اعمال فشار سیاسی علیه ایران، منافع شرکت سابق نفت ایران و انگلیس را تامین کند. در همین زمینه، هریمن پس از وقوف کامل از بی فرجام ماندن ماموریتش در ایران، در تاریخ ۲۹ مردادماه سال ۱۳۳۰ خطاب به مصدق نوشت: «نظر دولت من این است که قبضه مایملک یک شرکت خارجی به وسیله دولتی، بدون پرداخت غرامت فوری و مکفی و موثر و یا دادن ترتیبی که مرضی الطرفین بوده باشد، باید مصادره نامیده شود نه ملی کردن!»

ترومن مهربان!!

پس از شکست ماموریت هریمن، اتلی نخست‌وزیر انگلیس هم بر آن شد تا شانس خود در مذاکره با مصدق را بیازماید. برای همین، شخصی به نام «استوکس» را مامور مذاکره با نخست وزیر ایران کرد. استوکس در مردادماه سال ۱۳۳۰ وارد تهران شد.

استوکس دستور داشت به مصدق بگوید که «شرکت نفت، اصل تعلق نفت به ایران را می‌پذیرد و مایل است منافع خود را بر پایه ۵۰-۵۰ با ایران تقسیم کند.» استوکس همچنین صریحا اعلام کرد که «انگلیسی‌ها باید کنترل حفاری، پالایش و عملیات صدور نفت را همچنان در دست داشته باشند.» مصدق با این پیشنهاد هم مخالفت کرد.

اتلی پس از این، طی اطلاعیه‌ای، شکست مذاکرات را کاملا متوجه طرف ایرانی ساخت و تاکید کرد: «اکنون تنها راه پیش رو حمایت کامل و رسمی ایالات متحده از موضع دولت فخیمه بریتانیا است.» رئیس جمهور آمریکا اما در واکنش به اظهارات اتلی، طرفین را به مماشات دعوت و تصریح کرد: «نه بریتانیا و نه آمریکایی‌ها نباید گام در راهی بگذارند که در تضاد با آرمان‌های مشروع مردم ایران به نظر رسد!»

ترومن پیش از این، در خردادماه سال ۱۳۳۰ با طرح انگلیسی‌ها مبنی بر حمله به خوزستان مخالفت کرده بود. دلیل مخالفت ترومن با این عملیات که از آن با عنوان «دزد دریایی» یاد می شد، ترس از شوروی و اقدام متقابل این کشور در پیاده کردن نیروهایش در شمال ایران بود.  

چهره واقعی

ترومن رئیس‌جمهور آمریکا با تشرزدن‌های ظاهری به مقامات انگلیسی، قصد داشت اولا، وجهه نسبتا مناسب خود و به تبع آن، کشورش نزد رجال ایرانی را حفظ کند و ثانیا، بر اساس استراتژی «سد نفوذ» -این استراتژی برای جلوگیری از نفوذ کمونیزم به سایر نقاط دنیا در سال ۱۳۲۶ از سوی مقامات آمریکایی تئوریزه شد- جلوی نفوذ همسایه شمالی ایران یعنی شورویِ کمونیست را بگیرد. اما با بررسی مواضع آمریکایی‌ها، یک ماه پس از تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شانزدهم و یک ماه پیش از روی کار آمدن دولت مصدق، درمی‌یابیم که تضاد و تناقضی میان منافع و حتی دیدگاه‌های آن ها با انگلیسی‌ها وجود نداشته است.

دولت آمریکا در تاریخ ۲۵ فروردین سال ۱۳۳۰ در بیانیه‌ای که از سوی وزیر خارجه این کشور قرائت شد، تاکید کرد: «آمریکا علنا و کرارا همدردی خود را نسبت به آمال مردم ایران برای تسلط یافتن بر منابع طبیعی خود اظهار داشته است! عقیده راسخ آمریکا این است که می توان اساسی را برای موافقت پیدا کرد. قویا امیدوارم که ایران در اقدامات کنونی خود تجدیدنظر کرده و به کارشناسان انگلیسی اجازه داده شود که در ایران باقی بمانند.»

این بیانیه نشان می‌دهد که دولت آمریکا تا جایی با ملی‌شدن نفت ایران توافق داشت که صرفا به انحصار نفتی دولت بریتانیا در ایران پایان داده شود نه اینکه به حیات شرکت نفت ایران و انگلیس و منافع حیاتی انگلیس در ایران پایان داده شود. به همین جهت است که در این دوران، راه حل مناسب را در گفتگو و مذاکره می‌داند و خود در این میان، نقش میانجی‌گر را ایفا می‌کند.

دفاع از خرابکاران

همانطور که عرض شد، انگلیسی‌ها برای توقف در مسیر ملی شدن صنعت نفت ایران، دست به خرابکاری و از کارانداختن ماشین‌آلات پالایشگاه نفت آبادان زدند. دولت ایران هم در واکنش به این حرکت، در روز ۵ مهرماه سال ۱۳۳۰، کلیه کارکنان شرکت سابق نفت ایران و انگلیس را از کشور اخراج کرد. این اخراج به مذاق انگلیسی‌ها خوش نیامد؛ برای همین، از ایران به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کردند. مصدق در روز ۱۴ مهرماه برای پاسخگویی به این شکایت، در راس هیاتی عازم آمریکا شد.

نکته جالب در جلسه شورای امنیت سازمان ملل، نوع موضع‌گیری نماینده آمریکا بود. نماینده آمریکا در این جلسه ضمن دفاع از شکایت دولت انگلیس از ایران گفت: «موضوع نفت ایران نه تنها از نظر خاورمیانه بلکه از جنبه جهانی اهمیت دارد و نمی‌توان آن را یک امر داخلی دانست.»

دو پیشنهاد برای دورزدن ایران

مصدق در طول ۴۷ روز اقامتش در آمریکا، با «هری ترومن» رئیس‌جمهور، «دین آچِسُن» وزیر خارجه و «جرج مک‌گی» معاون وزارت خارجه در امور خاور نزدیک و میانه آمریکا دیدار و گفتگوهایی صورت داد. این گفتگوها منجر به پیشنهاد دو طرح از سوی آمریکایی‌ها -که البته هر دو، مورد موافقت مصدق قرار نگرفت- شد. پیشنهاد اول، ایجاد شرکت یا موسسه‌ای بین‌المللی برای به عهده‌گرفتن «عملیات تولید و تصفیه» نفت ایران و تحویل آن با «تخفیف عمده» به شرکت سابق نفت ایران و انگلیس بود.

پیشنهاد دوم، طرح اتحادیه همکاری بین‌المللی بود. بنابر این پیشنهاد، اتحادیه مزبور که وابسته به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل بود، قرار بود از ۳۹ کشور تشکیل شود. به موجب این پیشنهاد، قرارداد سه جانبه‌ای میان ایران، شرکت سابق و اتحادیه بین‌المللی منعقد می‌شد که بر اساس آن، سازمان جدیدی برای اداره و بهره‌برداری از نفت ایران تاسیس می‌شد. هیئت‌مدیره این سازمان را سه نفر ایرانی، سه نفر از طرف شرکت سابق و سه نفر از کشورهای مصرف‌کننده تشکیل می‌دادند.

این دو پیشنهاد، به نوعی دورزدن نهضت ملی شدن نفت ایران بود چراکه «اداره» و «بهره‌برداری» از تاسیسات نفت ایران را به گروه‌هایی خارج از اراده دولت ایران می‌سپارد. مک‌گی که از حصول توافق با  مصدق ناامید شده بود، در آخرین دیدارش با وی گفت: «متاسفم که باید به شما بگویم ما نمی‌توانیم شکاف میان شما و انگلیسی ها را پُر کنیم. این برای ما، همچنان که برای شما، مایه دلسردی است.»

درخواست های اقتصادی مصدق از آمریکا

مصدق پس از انجام مذاکرات طولانی با مقامات آمریکایی و در آخرین ساعات حضورش در این کشور، در دو نوبت خواستار کمک‌های مالی و اقتصادی آمریکایی‌ها شد. یک بار طی سخنرانی در «باشگاه ملی مطبوعات» و دیگری در نامه‌ای که برای ترومن مرقومه کرد.

در مذاکرات میان مصدق و مقامات آمریکایی، قرار بر آن بود تا وام ۱۲۰ میلیون دلاری به دولت ایران تخصیص داده شود؛ هدف مصدق از دریافت این وام، عبور از تحریم‌های انگلیس بود. نهایتا اما پس از ۲۵ روز مذاکره، با دخالت دولت انگلیس و هشدار به آمریکایی‌ها،  وام به مصدق داده نشد. حتی مصدق تقاضا کرد تا از محل اصل ۴ ترومن، حدود ۲۳ میلیون دلار به ایران کمک شود اما آمریکایی‌ها با این درخواست هم مخالفت کردند.    

مصدق در نامه‌ای خطاب به ترومن نوشت: «وخامت اوضاع اقتصادی ما فعلا طوری است که اگر یک چاره فوری نشود، جریان امور مملکت دچار تشنج و اختلال خواهد شد. این وضعیت می تواند دولت آمریکا را با توجه به مسئولیتی که در امور بین‌المللی به عهده دارد، دچار مشکلات خطیری کند.»

وی در بخش دیگری از این نامه خواستار کمک‌های مالی از طرف آمریکا شد و تصریح کرد: «از هر محل سهل‌الحصولی که مقتضی بدانید، مساعدتی فوری و موثر به کشور ایران بفرمایید، بسیار به موقع و لازم خواهد بود. مقصود گرفتن هدیه و کمک بلاعوض نیست و هر کارگشایی که بفرمایید از اولین برداشت عایدات نفت ما استرداد خواهد شد. در پایان ادعیه خالصانه خود برای سلامت و سعادت ملت دوست آمریکا را تقدیم می‌دارم.»

روزنامه «داد» (روزنامه نزدیک به دولت) در شماره ۲۳ آبان ۱۳۳۰، اولین نامه مصدق به ترومن را اینگونه توصیف کرد: «دکتر مصدق شخصا نامه‌ای خصوصی برای ترومن فرستاده و در آن تقاضای کمک مالی آمریکا به ایران را داده است. گفته می‌شود شاید متن این نامه از طرف رئیس‌جمهور آمریکا منتشر شود و یک نامه خفت‌آور برای ملت ایران محسوب شود.»

با وجود ابراز تقاضای خاضعانه مصدق، آمریکایی‌ها هیچ یک از درخواست‌های وی را اجابت نکردند. مصدق بعد از این بی‌اعتنایی، به ایران بازگشت و در جلسه روز ۳ آذر مجلس شورای ملی، ناامیدانه خطاب به مجلس گفت: «از مساعی ما برای جلب موافقت دیگران نتیجه‌ای حاصل نشد.»

مصدق قصد داشت با توصیف وضعیت بحرانی اقتصاد ایران، آمریکایی‌ها را به تمهید کمک‌های مالی تحریک کند اما آنچه برای ایالات متحده اهمیت داشت، نه دولت ایران که منافع مشترکش با بریتانیا بود؛ بنابراین، آمریکایی‌ها، ارسال کمک‌های مالی خود به ایران را منوط به مساعدت و معاضدت مصدق با دولت انگلیس قرار دادند.

کویت جای ایران

در حدفاصل روزهای ۱۹ تا ۲۹ فروردین ۱۳۳۱، کنفرانسی با حضور نمایندگان دولت انگلیس و شرکت نفت ایران و انگلیس، نمایندگان دولت آمریکا و نمایندگان هفت شرکت بزرگ نفتی آمریکایی در شهر واشنگتن برگزار شد. در این کنفرانس انگلیسی ها سعی کردند تا حمایت آمریکا را در مخالفت با مصدق و تلاش برای سقوط او جلب کنند. آمریکایی ها در این کنفرانس به صراحت مخالفت خود را با نهضت ملی نفت ایران اعلام و راه حلی برای جایگزینی نفت ایران برای دولت انگلیس ارائه کردند. با پیشنهاد آمریکایی‌ها، شرکت نفت ایران و انگلیس امکان یافت جهت پایداری در برابر نهضت ملی نفت ایران، نیاز بازارهای خود را تا حدود زیادی از نفت کویت تامین کند. 

جرقه کودتا زده شد

فردای قیام مردمی ۳۰ تیرماه سال ۱۳۳۱ که به بازگشت مصدق به سریر قدرت انجامید، دادگاه دادگستری بین‌المللی(لاهه) عدم صلاحیت خود برای ورود به منازعه نفتی میان ایران با شرکت سابق نفت ایران و انگلیس را اعلام کرد. رای دادگاه لاهه در حقیقت پیروزی دیپلماتیک بزرگی برای مصدق و ضربه سنگینی به هیمنه بریتانیا بود؛ ضربه‌ای که باعث شد بارقه اقدامی سخت‌تر علیه مصدق و دولتش، در اندیشه انگلیسی‌ها زده شود. این اقدام سخت‌تر، همان «کودتا» بود!

«جرج میدلتون» سفیر انگلیس در تهران در تلگرافی به وزارت خارجه نوشت: «به نظر می‌رسد تنها راه سقوط ایران به دامن کمونیست‌ها کودتا باشد.» طرح کودتا اما یک مخالفت سرسخت داشت؛ آمریکا! با وجود اهتمام انگلیسی‌ها برای کودتا علیه مصدق، آمریکایی‌ها نمی‌خواستند وجاهت خود نزد مقامات ایران را از دست بدهند. از طرف دیگر، آن ها تصور می‌کردند با کودتا علیه مصدق، کشور وارد ورطه‌ای آشوبناک شده و همین مساله می‌تواند به راحتی ایران را از بلوک غرب خارج و به بلوک شرق وارد کند.

ظهور جمهوری‌خواهان

در پاییز سال ۱۳۳۱، «دوایت آیزنهاورِ» جمهوری‌خواه، جانشین ترومنِ دموکرات در کاخ سفید شد. راهبرد دولت جدید آمریکا بر مبنای نظریه سناتور «جرج مک کارتی» معروف به نظریه «مک کارتیسم» بنیان گذاشته شد. مک‌کارتی ضمن رد نظریه «سد نفوذ»، خواهان «رهایی از کمونیزم» شد. بنا بر اظهارات مک کارتی، خط مشی سدبندی، تدافعی بود در حالیکه آمریکا باید در پی «حذف» و «رهایی» از شر کمونیزم می‌بود. بر مبنای این نظریه بود که آیزنهاور در پی تشدید جنگ سرد با شوروی، مقابله با جریانات استقلال‌طلبی و اساسا هر جریانی که از دید وی به کمونیزم مربوط می‌شد، برآمد.

یک قدم پیش‌تر تا کودتا

یک سال پیش از آغاز تغییرات در هیئت حاکمه آمریکا، محافظه‌کاران در انگلیس، عنان کار دولت را در دست گرفته بودند. انتخاب مجدد «وینستون چرچیل» در پاییز سال ۱۳۳۰ به عنوان نخست‌وزیر انگلیس، حامل و ناقل پیام دلگرم‌کننده‌ای برای رجال ایرانی نبود. چرچیل خواستار افزایش فشارها علیه ایران بود اما دولت ترومن با توجه به دلایلی که در سطور قبل به آن اشاره شد، همراهی شایسته‌ای با انگلیس در این زمینه به عمل نیاورد. روی کار آمدن جمهوری‌خواهان در آمریکا اما آغازی بر هم‌افزایی دولتین انگلیس و آمریکا بود.  

بر همین اساس، دو هفته پس از آغاز به کار آیزنهاور در کاخ سفید، یک هیئت انگلیسی برای مذاکره با برادران دالِس -فاستر دالس وزیر خارجه و آلن دالس رئیس سیا- وارد واشنگتن شد. محور گفتگوها طرح ساقط کردن دولت مصدق بود. آیزنهاور برخلاف برادران دالس، در تقابل با ایران، طبع ملایم‌تری داشت!

آیزنهاور هم مانند چرچیل، نسبت به نهضت ملی‌شدن نفت ایران خوش‌بین نبود اما برخلاف نخست‌وزیر انگلیس یا حتی برخی همکارانش در کاخ سفید، حضور دولت مصدق در ایران را بر گسترش نفوذ کمونیزم در ایران -و از آنجا به کل منطقه خاورمیانه- ترجیح می‌داد؛ به همین دلیل بود که آیزنهاور در ابتدای حضورش در کاخ سفید، سیاست‌های دولت قبلی، یعنی دولت دموکرات ترومن را ادامه داد.

دست رد به خرید شِکر!

مصدق در آخرین تلاش‌ها برای جلب نظر آمریکایی‌ها جهت دریافت وام، در واپسین روزهای سال ۱۳۳۱، از «لویی هندرسون» سفیر آمریکا در ایران، درخواست کرد تا تقاضا برای خرید ۱۰۰ هزار تن شکر را به دولت آمریکا اطلاع دهد اما پاسخ هندرسون منفی بود! مصدق وقتی جواب منفی را دریافت کرد، عاجزانه از سفیر آمریکا پرسید: «به عقیده شما من چه باید بکنم؟» اما باز هم با پاسخ مناسبی از سوی سفیر مواجه نشد.

مجاب‌شدن آیزنهاور

در اسفندماه سال ۱۳۳۱، کنفرانسی در شهر واشنگتن با حضور وزرای خارجه انگلیس و آمریکا و مشاوران آن‌ها برگزار شد. در این کنفرانس عرضه شد که گفتگو و مذاکره، دیگر راه به جایی نمی‌بَرَد و تنها راه باقی‌مانده، استفاده از قوه قهریه یعنی «کودتا» علیه دولت مصدق است. نتیجه این کنفرانس به اطلاع آیزنهاور رسید و رئیس‌جمهور آمریکا به طور کامل مجاب شد که همدست و همداستان با انگلیسی‌ها، طرح کودتا را پیش ببرد.

…و اما ۳۶ روز بعد

در شرایطی که آیزنهاور و تیم وزارت خارجه و سازمان جاسوسی سیا، مشغول نهایی کردن طرح کودتا برای ساقط کردن دولت مصدق بودند، نخست وزیر ایران در خردادماه سال ۱۳۳۲ در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور آمریکا، ضمن بیان مشکلات اقتصادی ایران، خواستار کمک‌های مالی از آیزنهاور شد. مصدق در بخشی از نامه‌اش نوشت: «در اثر اقدامات شرکت سابق نفت و دولت انگلیس ملت ایران در برابر مشکلات اقتصادی و سیاسی بزرگی قرار گرفته است که ادامه این وضع از نظر بین‌المللی ممکن است عواقب خطیری داشته باشد.»

آیزنهاور ۳۶ روز بعد، وقت پاسخ‌دادن به نامه مصدق را پیدا کرد! فی‌الواقع در گرماگرم تدارک برنامه کودتا، دیگر مجالی برای پاسخ به مطالبات مصدق از سوی رئیس‌جمهور آمریکا باقی نمی‌ماند. آیزنهاور خطاب به مصدق، دلیل تاخیر ارسال نامه‌اش را مشورت با مشاورینش از جمله فاستر دالس عنوان کرد! و در جواب نخست‌وزیر ایران که خواهان کمک‌های مالی شده بود نوشت: «هرگاه حکومت دول متحده(آمریکا) بخواهد به میزان متنابهی از طریق اقتصادی به ایران کمک کند، در حق مودیان مالیاتی آمریکا شرط انصاف را رعایت نکرده است!»

آیزنهاور در نامه خود به مصدق، در حالی کمک اقتصادی به ایران را بی‌انصافی در حق مودیان مالیاتی مردم آمریکا دانست که یک ماه بعد از کودتا در شهریورماه، ۲۳ میلیون دلار و چند روز بعد، ۴۵ میلیون دلار به دولت دست‌نشانده سپهبد فضل‌الله زاهدی کمک کرد.

اطلاع مصدق از کودتا

شاید برای خواننده جالب باشد که بداند مصدق از برنامه انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها برای اجرای کودتا علیه دولتش کاملا مطلع بوده است. «محمود مصدق» نوه محمد مصدق در خاطراتش، درباره اطلاع پدربزرگش از طرح کودتا می‌نویسد: «چند هفته پیش از کودتا، در منزل یک دیپلمات ایرانی در واشنگتن مهمان بودم که در آنجا ناخواسته استراق سمع کردم و از زبان همسر سرهنگ عباس فرزانگان، وابسته نظامی ایران در سفارت که در فهرست مزدبگیران سیا بود، شنیدم که با افتخار می‌گفت همسرش در طرح توطئه‌ای دخالت دارد که به زودی او را در مقام وزارت خارجه خواهد نشاند.»

محمود مصدق در ادامه خاطره‌اش می‌نویسد: «روز بعد، این خبر مهم را به دکتر مصدق تلگرام کردم. چند روز بعد، پس از آن کودتا، از او پرسیدم که تلگرام مرا دریافت کرده بودی؟ و او گفت:البته که دریافت کردم. وقتی از او پرسیدم چرا کاری در مورد آن انجام ندادی، پاسخ داد که کاری نمی‌توانسته انجام دهد!»

بی‌محلی به ایران

با وجود اطلاع از طرح کودتا، مصدق در روز ۱۹ مردادماه ۱۳۳۲ طی تلگرافی به «اللهیار صالح» سفیر ایران در آمریکا، دستور داد تا مقدمات دیدار با معاون وزارت خارجه این کشور را فراهم و در این دیدار نسبت به سیاست‌های آمریکا در قبال ایران انتقاد کند. صالح فردای دریافت تلگرام، به دیدار «جرنگان» قائم‌مقام معاون وزارت خارجه آمریکا رفت.

سفیر ایران در این دیدار، از سردی روابط، بهانه‌تراشی مقامات بلندپایه آمریکا در مقابل تلاش سفیر ایران برای تماس با آن‌ها و همچنین محروم‌کردن ایرانی‌ها از کمک‌های مالی خود گله کرد. مقام آمریکایی هم ضمن تایید سردی روابط، کمک‌های مالی آمریکا به دولت مصدق را منوط به حل مساله نفتی دانست و همچنین از بهادادن دولت ایران به کمونیست‌ها شکایت کرد.

همانطور که گفته شد، صالح در این دیدار، از بهانه‌تراشی مقامات آمریکایی برای دیدار با او گله کرد. صالح این گله مندی را در نامه خود به مصدق بازتاب داد. وی در نامه روز ۲۱ مردادماه خود به مصدق نوشت: «پس از وصول تلگراف جنابعالی، از وزارت خارجه آمریکا تقاضا کردم تا ظرف امروز و فردا، موقعی را برای ملاقات با آقای ژنرال بیدل اسمیت معاون کل وزارت خارجه تعیین و اطلاع دهند. بعد از نیم ساعت جواب رسید که متاسفانه آقای اسمیت گرفتاری زیادی دارند و از ملاقات معذور است، آقای بایرود معاون هم در شهر نیست(ظاهرا به مرخصی رفته) لذا آقای جرنگان قائم‌مقام بایرود ساعت یازده و نیم صبح روز سه شنبه(دیروز) شما را خواهد پذیرفت.»

صالح در ادامه نامه خود چنین آورده است: «عکس‌العمل باطنی خودم این بود که ازملاقات با جرنگان خودداری کنم و از رفتن به وزارت خارجه صرف نظر کنم اما چون جرنگان از ۱۲ سال قبل که برای اولین دفعه به آمریکا آمدم، جزء دوستان نزدیک این بنده بود و همیشه آنچه می‌تواند در کمک به کارهای ما، مضایقه ندارد و ممکن بود دلتنگ شود! به علاوه چنین اقدامی از طرف اینجانب در این موقع به خصوص در بهبودی مناسبات بین دو کشور مقتضی نبود بلکه احتمال داشت تاثیرات سوئی هم داشته باشد، به این جهت دعوت ایشان را پذیرفتم.»  

تیر خلاص

روز سه‌شنبه ۲۷ مردادماه سال ۱۳۳۲، یعنی یک روز پیش از اجرای طرح کودتا، خیابان‌های تهران،  مشوش، تب‌آلود و آکنده از نیروهای مخالف و موافق مصدق بود؛ طبعا شلوغی خیابان‌ها و معابر می‌توانست جلوی پیشروی نیروهای کودتا را بگیرد؛ پس لازم بود خیابان‌ها پاکسازی شود. «کرمیت روزولت» عامل اصلی سازمان سیا در کودتا، راه حل را در گفتگو با مصدق دید. روزولت، لویی هندرسون سفیر آمریکا در تهران را برای مذاکره با مصدق در نظر گرفت. روزولت به هندرسون گفت: «پیشنهاد من این است که از ارعاب آمریکایی‌ها در اینجا شکایت کنی، از تلفن‌های ناشناس که می‌گویند آمریکایی به خانه‌ات برگرد! یا به آن‌ها ناسزاهای رکیک می‌گویند. حتی اگر بچه‌ای گوشی تلفن را بردارد، با این ناسزاها و دشنام‌ها روبه‌رو می‌شود…»

عصر همان روز، هندرسون به دیدار مصدق رفت و برای تحت تاثیرقراردادن روحیه وی، دروغ‌هایی که روزولت برایش سرهم‌بندی کرده بود را برای مصدق بازگو کرد؛ وی درباره وضعیت بد آمریکایی‌ها در ایران به مصدق گفت: «باید به شما بگویم که هم‌میهنان من به شکل نامطبوعی در معرض ارعاب قرار می‌گیرند، نه فقط به آن‌ها تلفن‌های تهدیدآمیزی می‌شود بلکه غالبا به بچه‌هایشان هم که گوشی را برمی‌دارند سخنان زشتی می‌گویند که بچه‌ها نباید حتی به گوش‌شان برسد. هنگام عبور از خیابان نیز ناسزا می‌شنوند. علاوه بر پرخاش‌های لفظی به اتومبیل‌های آن‌ها نیز هر جا که گذاشته می‌شوند، آسیب می‌رسانند. لوازم‌شان به سرقت می‌رود، چراغ‌های آن‌ها شکسته و تایرهایشان از باد خالی می‌شود و اگر آن را قفل نکنند تودوزی‌هایشان پاره می‌شود. عالیجناب چنانچه این تهدید و ارعاب‌ها متوقف نشود، ناچار می‌شوم از دولت خود بخواهم که همه وابستگان اعضای سفارت و نیز کسانی که حضورشان در اینجا به سود منافع ملی ما نیست، فراخوانده شوند.»

با وجود بدقولی‌ها و رویگردانی‌های متعدد، مصدق همچنان نسبت به آمریکایی‌ها موضع نرمی داشت؛ همین هم باعث شد تا پس از خاتمه اظهارات هندرسون، مصدق به سرعت طی تماسی تلفنی با پلیس، فرمان پاکسازی خیابان‌ها را به نیروهای انتظامی صادر کند. این دستور باعث شد تا بسیاری از نیروهای وفادار به نخست‌وزیر، در روز کودتا خانه‌نشین شوند و عرصه را برای جولان نیروهای پیاده نظام کودتا آماده کنند. این طور شد که کودتای آمریکایی-انگلیسی «آژاکس» در روز ۲۸ مردادماه ۱۳۳۲ در سکوت کامل خیابان‌ها به سرانجام رسید.





لینک منبع

آمریکا بار دیگر دست به تحریم می زند



آمریکا بار دیگر دست به تحریم می زند اتاق خبر ۲۴

براساس گزارش رسانه های آمریکایی انتظار می رود که واشنگتن در هفته های آتی تحریم های جدیدی را برای پروژه نورد استریم ۲ اعمال کند. 

این در حالی است که رئیس جمهوری آمریکا در ماه جولای اعلام کرده بود که موضوع پرداخت هزینه های هنگفت میلیاردی از سوی آلمان برای خرید گاز از روسیه و همچنین تلاش و برنامه ریزی برای احداث یک خط لوله گازی جدید موسوم به نورد استریم ۲ اقدامی غیر قابل توجیه و غیر قابل قبول است.

روزنامه وال استریت ژورنال در این باره نوشت: شواهد نشان می دهد که کاخ سفید در صدد اعمال تحریم های جدید به منظور ممانعت از تحقق خط لوله گازی نورد استریم ۲ است.

گفتنی است که پروژه نورد استریم ۲ یک پروژه مشترک بین روسیه، فرانسه و آلمان است.

خط لوله گازی نورد استریم ۲  قرار است از بستر دریای بالتیک راه اندازی شده و گاز روسیه را به آلمان انتقال دهد.

گزارش ها حاکی از این است که ظرفیت نورد استریم ۲ سالیانه حدود  ۵۵ میلیارد متر مکعب است. پیشتر اعلام شده بود که این پروژه تا پایان سال ۲۰۱۹ به بهره برداری خواهد رسید.





لینک منبع

آمریکا: مادامی که لازم باشد در عراق می‌مانیم!



آمریکا: مادامی که لازم باشد در عراق می‌مانیم! اتاق خبر ۲۴

«شان رایان» سخنگوی ائتلاف آمریکایی به اصطلاح مبارزه با داعش، می‌گوید نیرهای آمریکایی مادامی که لازم باشد در راستای بازگرداندن ثبات به مناطق آزاد شده، در عراقمی‌مانند.

وی در این‌ باره مدعی شد: تا جایی که فکر کنیم لازم است، نیروهایمان را آنجا نگه می‎‌داریم. هدف اصلی بعد از شکست نظامی داعش، تلاش برای بازگرداندن ثبات است و برای همین است که باید آنجا بمانیم.





لینک منبع

چرا غربگرایان از مصدق درس عبرت نمی‌گیرند؟



به گزارش خبرنگار اتاق خبر ۲۴

امروز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است، درست روزی که دکتر محمد مصدق نخست وزیر ایران در زمان شاه، با کودتای آمریکایی و انگلیسی سرنگون شد.

دکتر مصدق پس از سرنگونی دولت بازداشت، دادگاهی، زندان و به تبعید فرستاده شد و تا آخر عمر نیز در تبعید ماند.

دلیل و علت شکست نهضت او و دولتی که با حمایت مردم و روحانیت تشکیل داده بود، خوشبینی بیش از اندازه به انگلیس و آمریکا بود.

چشم امید دولت مصدق به حمایت انگلیس و سپس آمریکا دوخته شده بود، در حالی که آنها دولتی همچون دولت مصدق را نمی خواستند.

مصدق از انگلیس بریده بود، کارشکنی های دولت بریتانیا باعث شد تا او به سوی آمریکا گرایش پیدا کند و این کشور را تکیه گاه خود قرار دهد.

قطع روابط ایران و انگلیس در زمان مصدق، هر چند پای یک استعارگر کهنه کار را از ایران قطع کرد، اما پای یک کشور استعمارگر دیگر را به کشور باز کرد که روابط نزدیکی با انگلیس داشت. در واقع آمریکا و انگلیس اشتراکات فراوانی با هم داشته و دارند. به همین خاطر نباید تفاوتی میان آن دو تصور کرد.

مصدق با گسترش روابط خود با آمریکا پای این کشور را به ایران باز کرد و باعث شد نفوذ ایالات متحده در ایران گسترش یابد. آمریکا در زمان نخست وزیری مصدق هیچ کمکی به دولت نکرد بلکه هر آنچه که انجام می داد در راستای سرنگونی دولت قانونی ایران بود.

 

مصدق

 

اما با این وجود دکتر مصدق همچنان به آمریکا اعتماد داشت و حتی در این تصور بود که اقدامات دولت آمریکا در ایران در راستای حمایت از دولت او است.

البته میتوان اینگونه نیز تحلیل کرد که دولت آمریکا در عدم حمایت از مصدق و انجام کودتای ۲۸ مرداد یک اشتباه بزرگی کرد که مقامات کاخ سفید مرتکب آن شدند.

آنها می توانستند با حمایت های خود از دولت مصدق، یک دولت وابسته به آمریکا را در ایران مستقر کنند، مصدق هم گرایش آمریکایی خود را ثابت کرده بود. البته مصدق و دولت او رگه هایی از استقلال خواهی نیز داشت به همین خاطر بود که بازگرداندن شاه برای آمریکا اولویت بود.

در هر صورت اعتماد بیش از اندازه دکتر مصدق به آمریکا باعث انجام کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران شد.

مرحوم مصدق به جای این که به مردم ایران اعتماد کند و هر چه بیشتر تلاش کند تا مردم اتحاد و انسجام خود را تقویت کنند و با روحانیت نیز روابط عمیق تری برقرار کند، اما او برای حفظ دولت خود در پی حمایت یک کشور قدرتمند خارجی بود.

شکست دولت و نهضتی که مصدق راه انداخته بود، برای ملت ایران پس از آن کودتای آمریکایی انگلیسی، سرخوردگی را در پی داشت. مردمی که برای روی کار آمدن دولت منتخب خود هزینه زیادی پرداخت کرده بودند اکنون با یک کودتای آمریکایی انگلیسی آرزوهای خود را بر باد رفته می دیدند.

کودتای ۲۸ امرداد یکی از اتفاقات مهم تاریخی در ایران است که سرنوشت مردم و کشور را تغییر داد و توانست در گوشه ای از تاریخ این کشور خود را به ثبت برساند که چه درس عبرتی از خود بجا گذاشت.

اما واقعه تاریخی کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ به نظر می رسد که برای بسیاری یک عبرت و درس تاریخی محسوب نمیشود.

چنین افراد، گروه ها و اشخاصی تنها سعی می کنند با ژست روشنفکری و ملی گرایی خود، از مصدق به نفع خود بهره ببرند و البته در این میان حتی تاریخ را نیز تحریف کنند.

چنین جریاناتی سعی می کنند دلیل و علت کودتای آمریکا علیه دولت دکتر مصدق را رویگردانی روحانیت از او معرفی کنند در حالی که نخست وزیر خود از روحانیت بریده بود.

مصدق در پاسخ به نامه آیت الله کاشانی که در آن خطرات پیش روی دولت را یادآوری کرده بود، چنین نوشت؛ «اینجانب مستظهر به پشتیبانی مردم ایران هستم» كند.

پیروان دکتر مصدق اکنون نیز با همان خوشخیالی و اعتمادی که به آمریکا دارند، چنان فضایی را در کشور ایجاد کرده اند. اعتماد غربگرایان به آمریکا باعث شد تا برجام به وجود بیاید اما برجامی که استخوان لای زخم است.

متأسفانه غربگرایان نه تنها از کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ درس عبرت نگرفتهاند که اگر گرفته بودند دست به مذاکره مستقیم با آمریکا نمی زدند و با آن توافق نمی کردند، بلکه پس از شکست و نافرجامی برجام بار دیگر سعی نمی کردند که پل مذاکرات را با آمریکا که با اقدامات این رژیم ویران شده، بازسازی کنند.

 روشن است که هنوز عبرت نشده است، و تا زمانی که چنین افراد و جریان های غربگرا در ایران عبرت تاریخی نگرفته اند نمی توان شر آمریکا از سر کشور کم کرد. تتا زمان یکه چنین جریانی در کشور وجود داشته باشد، باید در انتظار توطئه ها، تهدیدات و اقدامات آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران باشیم.





لینک منبع

گروه اقدام آمریکا علیه ایران و انفعال دولت



به گزارش خبرنگار اتاق خبر ۲۴

اقداماتی که آمریکا علیه ایران در تدارک است، به خاطر نبود استراتژی در ایران است، دولت تدبیر و امید علیرغم لقبی که برای خود برگزیده، تدبیر لازم را ندارد برای همین است که هنگامی که اقدامی علیه ایران انجام می شود، مستأصل است چه کند.

چنین استصالی به خطار نبود راهرد و برنامه برای پیشبرد اهداف و امور جاری کشور است، به واقع می توان گفت که در این ۵ سال گذشته کشور به شیوه باری به هر جهت یا بهتر بگوییم حسین قلی خانی اداره شده است.

اگر دولت سازوکار درستی را تدارک دیده بود و کابینه خود با قوت چیده بود، قطعاً شرایط و اوضاع کشور حتی با وجود تهدیدات و تحریم های آمریکا، خورج از برجام، تدارک برنامه های تازه علیه ایران چنین نمی بود.

این را ما ادعا نمی کنیم بلکه کارشناسان و تحلیلگران و حتی حامیان دولت آقای روحانی نیز چنین نظری دارند، هر چند آنها در پی تبرئه خود در سهیم بودن در اشتباهات و ضعف دولت هستند.

هر روز که می گذرد آمریکایی ها آنچه در آشکارا می توانند طرح کنند، علیه ایران انجام می دهند، تاکنون حمایت آمریکا از اعتراضاتی که به واسطه وجود برخی نفوذی های ضد انقلاب همچون منافقین به آشوب کشیده شده، تا جنگ اقتصادی علیه ایران، خروج از توافق هسته ای، تحریم های اقتصادی، تلاش برای همراه کردن دیگر کشورها برای تحریم ایران و اکنون نیز تشکیل گروه اقدام علیه ایران، در تلاش است تا برنامه های خود را برای رسیدن به هدف علیه ایران انجام دهد.

ایالات متحده حتی دست به تغییر ترکیب کابینه خود نیز رد تا با آوردن افرادی که سیاست های تندی علیه ایران دارند، هماهنگی را در کابینه خود بیشر کند.

گروه اقدام علیه ایران روز گذشته با سخنرانی مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا و با معرفی «برایان هوک» رونمایی شد.

اهداف اصلی این گروه به صفر رساندن صادرات نفتی ایران است، همچنین تغییر رفتار ایران در داخل و در خارج هدف نهایی ایالات کتحده است که در گروه اقدام علیه ایران پیگیری می شود.

 

ایران آمریکا

 

برای رسیدن به چنین اهدافی، نیاز است که این گروه با به کارگیری نیروهای نیازمند خود از سیاسی تا اقتصادی و نظامی، برای رایزنی با دیگر دستگاه های داخلی آمریکا برای هماهنگی هر چه بیشتر با آنها اقدام کند.

گروه اقدام علیه ایران در برنامه های خود رایزنی با دیگر کشورهای دنیا برای ایجاد هماهنگی علیه ایران را در دستور کار دارد.

آمریکا به خوبی می داند که تحریم های اقتصادی یکجانبه علیه ایران، بدون همکاری برخی کشورهای دنیا نمی تواند تأثیری بر جمهوری اسلامی ایران بگذارد.

زمانی هم که تحریم های اقتصادی گسترده شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران برقرار بود، باز هم تأثیر چندانی بر ایران نداشت، اما آمریکا در تلاش است که با فشارهای خود به دیگر کشورهای دنیا که با ایران روابط اقتصادی و سیاسی نزدیکی دارند شدت تأثیر تحریم های اقتصادی را افزایش دهد.

به صفر رساندن صادرات نفتی ایران اگر محقق شود می تواند تأثیر منفی خود را بر ایران بگذارد.

اکنون با وجود شرایطی که آمریکا علیه جمهورری اسلامی ایران ایجاد کرده، آن تحرک لازمی که باید دیده شود، از سوی دولتمردان وجود ندارد.

برای همین است که می گوییم دولت در انفعال است، نشانه های آن را هم می توان در برخی مواضع و سخنرانی های شخص رئیس جمهور و برخی از اعضای دولت دید.

آنجا که رئیس جمهور میگوید اگر نفت ایران صادر نشود، اجازه نخواهیم داد دیگران نیز از منطقه نفت صادر کنند، خود یک موضع انقلابی و بجا بود که با حمایت مردمی و انقلابیون همراه شد، اما چند روز پس از این سخنان، روحانی در دیدار سفیر جدید انگلیس گفت که ایران قصد ندارد تنگه هرمز را ببندد!

آقای روحانی به نظر می رسد با وجود بی ثمر بودن مذاکره مستقیم با آمریکا، همچنان امید به مذاکره با کدخدا دارد، نمونه دیگری از انفعال در دولت تدبیر و امید سخنان چند روز پیش رئیس جمهور در جلسه هیأت دولت است.

روحانی در این جلسه هیأت دولت درباره مذاکره با آمریکا گفته؛«آمریکا پل را خراب کرده و آن طرف ایستاده و می‌گوید چگونه باید عبور کنم؟ اگر می‌خواستید عبور کنید چرا خراب کردید؟ اگر می‌خواستید همدیگر را ببینیم چرا پل را خراب کردید؟ خودشان پل را خراب کرده و آن طرف ایستاده و داد می‌زنند. اگر راست می‌گویید بیایید پل را دو مرتبه درست کنید. پل را که درست کردید خود به خود و به طور طبیعی رفت و آمد درست می‌شود.

نگارنده اعتقاد دارد چنین سخنان و مواضعی در مقام انفعال بیان شده است، پلی که آمریکایی ها آن را خراب کرده اند، بازسازی نشدنی است.

سخنان رئیس جمهور درست دو روز پس از سخنان حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب که فرمودند نه مذاکره می کنیم نه جنگ میشود مطرح شد.

ایشان در ۲۲ مرداد ماه در دیدار اقشار مردم درباره شرایط مذاکره با آمریکا سخنان مهمی بیان کردند.

رهبر انقلاب اسلامی با رد مذاکره با آمریکا حتی گفتند که حداقل با دولت کنونی آمریکا مذاکره نخواهیم کرد.
دو روز پس از سخنان آقای روحانی در جلسه هیأت دولت که نشان از چراغ سبز به آمریکا داشت، ایالات متحده گروه فشار علیه ایران را رونمایی کرد. گروهی که قرار است، همه تلاش های داخلی و خارجی خود را بر روی موضوع ایران متمرکز کند.

آیا این نشان از بازسازی پل مذاکرات است که آمریکایی ها آن را ویران کرده اند.

فاصله این سر پل با آن سر پل بسیار زیاد است، به همین خاطر صداها به گوش یکدیگر نمی رسد. همین فاصله طولانی است که اجازه نمی دهد، مذاکراتی انجام شود که به نتیجه برسد.

قدر مسلم سخن نهایی این است که دولت نیز باید تحرکات خود را آغاز کند و افزایش دهد، با اینگونه رفتارها و تصمیمات انفعالی نمی توان مقابل دسیسه ها و توطئه های آمریکا کاری پیش برد.

ظرفیت ها وقابلیت های بسیار در ایران وجود دارد که با بهره گگیری از آنها می توان به راحتی از گردنه تحریم ها و فشارهای آمریکا عبور کرد. دولت اکنون باید گروه و کارگروه هایی را برای هر آنچه آمریکا تدارک دیده یا در تدارک است، راه اندازی کند، اما این بار نه با وجود افرادی منفعل و غیر انقلاب، بلکه افرادی کارکشته؛ انقلابی و جهادی که بتوانند پاتک های لازم را به تک های آمریکا بزنند.





لینک منبع

کمک فرانسه به ترکیه در مقابله با تحریم‌های آمریکا



کمک فرانسه به ترکیه در مقابله با تحریم‌های آمریکا اتاق خبر ۲۴

خبرگزاری آناتولی در حساب توئیتری خود اعلام کرد که وزرای دارایی ترکیه و فرانسه در مورد طرحی برای اقدام مشترک علیه تحریم های ضدترکیه ای آمریکا به توافق رسیده اند.

مقامات ترکیه روز پنج شنبه اعلام کردند که رجب طیب اردوغان رئیس جمهور این کشور با همتای فرانسوی خود صحبت کرده و این اطمینان از طرف امانوئل ماکرون به وی داده شده است که ثبات اقتصادی ترکیه برای فرانسه اهمیت زیادی دارد.

آمریکا به ترکیه هشدار داده است که اگر اندرو برانسون، کشیش آمریکایی زندانی را تحویل ندهد، آنکارا باید انتظار تحریم های بیشتری را داشته باشد.

برانسون که در استان ازمیر ترکیه ساکن بوده و تبعه ایالات متحده است، به اتهام همکاری با گروه تروریستی گولن و دست داشتن در توطئه کودتای نافرجام دو سال پیش ترکیه، بازداشت شده و تحت تعقیب قضایی قرار دارد. ترکیه تا کنون با درخواست واشنگتن برای لغو پیگرد قضایی و آزاد کردن این کشیش مخالفت کرده است.

دولت ترامپ پیش از این دو وزیر دولت ترکیه را نیز تحریم کرده است تا فشارها برای آزادی برانسون را افزایش دهد.

برات البایراک، وزیر دارایی ترکیه به سرمایه گذاران بین المللی اطمینان داده که ترکیه از بحران ارزی اخیر قوی تر از گذشته سر بر خواهد آورد. وی همچنان تاکید کرده که بانک ها وضعیت مطلوبی دارند و ترکیه ممکن است از اختلاف فعلی با آمریکا رها شود.

کاخ سفید روز چهارشنبه تصمیم ترکیه برای دو برابر کردن تعرفه واردات خودرو، سیگار و تجهیزات الکترونیکی از آمریکا را محکوم کرده و آن را اقدامی در مسیر نادرست ارزیابی نموده است.

ترکیه این اقدام را در واکنش به آنچه که “حمله آمریکا به اقتصادش” توصیف کرده، انجام داده است. ایالات متحده تعرفه واردات علیه فولاد و آلومینیوم ترکیه را طی هفته گذشته دو برابر کرده است. این مساله موجب کاهش شدید ارزش لیره ترکیه شده است.

استیون منوچین وزیر خزانه داری آمریکا گفته است که در صورتی که ترکیه برانسون را آزاد نکند، تحریم‌های بیشتری را علیه این کشور اعمال خواهد کرد.





لینک منبع

ترامپ: در برابر ترکیه دست بسته نمی‌نشینیم



ترامپ: در برابر ترکیه دست بسته نمی‌نشینیم اتاق خبر ۲۴

به نقل از اسکای نیوز، دونالد ترامپ، رئیس جمهور ترکیه روز جمعه در جمع خبرنگاران گفت: باید از خیلی وقت پیش او را (کشیش در بازداشت آمریکایی)بازمی‌گرداندند به نظرم ترکیه بسیار بسیار بد رفتار می‌کند.

وی افزود: این مساله تمام نشده است و ما دست بسته نمی‌نشینیم و ممکن نیست اجازه دهیم شهروندان ما را بازداشت کنند.

رئیس جمهور آمریکا در ادامه ترکیه را “مشکلی بلند مدت” توضیف کرد و گفت این “سناریوی” جاسوسی علیه اندرو برانسون، کشیش آمریکایی “ساختگی” است.

دادگاه ترکیه روز جمعه درخواست آزادی برانسون را رد کرد و وکیل وی اعلام کرد که دادگاه حکم به بازداشت خانگی برانسون داد و وی پس از ۱۵ روز درخواست تجدیدنظر در این حکم را خواهد داد.

برانسون در دسامبر ۲۰۱۶ بازداشت شد و با ۱۵ سال حبس به اتهام ارتکاب همکاری با پ.ک.ک و حمایت از گولن مواجه است.





لینک منبع

ترامپ: ترکیه را خفه خواهم کرد



ترامپ: ترکیه را خفه خواهم کرد اتاق خبر ۲۴

 اسکای‌نیوز نوشت، «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهوری آمریکا، پنجشنبه بار دیگر تهدیدهای تندی علیه آنکارا در ارتباط با «اندرو برانسون» کشیش آمریکایی بازداشت‌شده در ترکیه مطرح کرد.

ترامپ در حساب کاربری خود در توییتر نوشت: «ترکیه سال‌های بسیاری از ایالات متحده بهره برده است. آنها اکنون کشیش مسیحی خوب ما را بازداشت کرده‌اند که دیگر باید از او بخواهم به عنوان یک گروگان میهن‌پرست کشور ما را نمایندگی کند».

وی افزود: برای آزادی یک انسان بی‌گناه چیزی پرداخت نمی‌کنیم، بلکه ترکیه را خفه خواهیم کرد».

از سوی دیگر، «استیو منوچین» وزیر خزانه‌داری آمریکا روز پنجشنبه اعلام کرد، واشنگتن تحریم‌های‌ تازه‌ای را علیه ترکیه آماده کرده است تا در صورت عدم آزادی کشیش آمریکایی آنها را اعمال کند.

منوچین به اعضای کابینه دولت آمریکا گفته است: «ما با همکاری (رئیس جمهوری)، چند نفر از اعضای کابینه آنها را تحریم کردیم و تحریم‌های بیشتری را داریم که در صورت عدم آزادی (کشیش برانسون) آنها را اعمال خواهیم کرد».

اندرو برانسون در پی کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ به اتهام «جاسوسی» و «تروریسم» ارتباط با شبکه «فتح‌الله گولن» روحانی تبعیدی ترک مقیم آمریکا و گروهای شورشی کرد بازداشت شده است. وی این اتهامات را رد کرده است.

محاکمه کشیش برانسون به چالشی مهم در روابط آمریکا و ترکیه بدل شده است.





لینک منبع

رمزگشایی از فرمول مذاکره آمریکایی‌ها



رمزگشایی از فرمول مذاکره آمریکایی‌ها اتاق خبر ۲۴

حمیدرضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه دولت اصلاحات به تشریح فرمول آمریکایی‌ها در مذاکره می‌پردازد و می‌گوید: آمریکایی‌ها در مذاکرات، یک مشکل تفکری دارند و آن اینکه خود را ابرقدرت دنیا می‌دانند. آن‌ها چون خود را به لحاظ نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای، برتر می‌دانند، وقتی وارد یک مذاکره می‌شود، دوست دارند آن چیزی که خودشان دوست دارند را از درون آن مذاکره در بیاورند.

با چارچوب فکری آمریکایی‌ها نمی‌توان مذاکره کرد

آصفی می‌گوید البته این چیزی است که همه کشورها دوست دارند، امّا ماهیت مذاکره این است که اهداف، انتظارات و برنامه‌ها ضرورتاً به آن شکلی که در مذاکرات پیش می‌رود نیست. لذا کشورها در برخی جاها سعی می‌کنند انعطاف نشان دهند تا به هدف دیگری دست پیدا کنند.

دیپلمات سابق کشورمان از این موضوع، به عنوان «بده‌- بستان» یاد می‌کند و ادامه می‌دهد: آمریکایی‌ها برای این کار آمادگی ندارند. آن‌ها می‌گویند دستاورد مذاکره، همان چیزی باشد که ما قبل از مذاکره در نظر گرفته‌ایم. درواقع آن‌ها دستاورد مذاکره از دید خودشان را پیش‌شرط‌های مذاکره می‌دانند.

به اعتقاد آصفی، با این چارچوب فکری نمی‌شود مذاکره کرد. به همین دلیل آن‌ها وقتی وارد مذاکره‌ای می‌شوند و می‌بینند خواسته‌هایشان تأمین نمی‌شود، به منطق، گردن نمی‌گذارند و میز مذاکره را به‌هم می‌زنند.

وی برای بحث خود، مذاکرات اخیر آمریکا با کره شمالی را مثال می‌زند و می‌گوید: الان شما می‌بینید که بعد از مذاکره با کره شمالی، همین امروز و دیروز تحریم‌های جدید علیه این کشور وضع کردند. چهارتا جنازه تحویل می‌گیرند، فشار می‌آورند، در باغ سبزی نشان می‌دهند و طرف را تحریک و اغوا می‌کنند بعد رها می‌کنند.

«چارچوب کاری آمریکایی‌ها این است. با همه هم اینطور هستند. منحصر به ایران هم نیست. البته درباره ایران شدیدتر است چون ایرانی‌ها بیشتر روی اصول‌شان می‌ایستند.»

آصفی در ادامه، اعترافات اخیر وندی شرمن- عضو تیم سابق مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکا-مبنی بر اینکه «اوباما» همزمان با مذاکرات هسته‌ای، برای حمله به «فوردو» موشک آماده می‌کرد را مورد اشاره قرار می‌دهد و اضافه می‌کند: به نظر من این همه چیزهایی نیست که اتفاق افتاده و حقایق دیگری وجود دارد که به تدریج بیرون می‌آید. اینکه می‌گویند حملات سایبری به ایران از سوی ما بوده و اظهاراتی از این قبیل، این‌ها بخشی اندکی از واقعیت‌هایی است که آمریکایی‌ها این روزها می‌گویند.

وی معتقد است آمریکایی‌ها در کنار این اقدامات، از ناآرامی‌های داخل کشور هم حمایت کرده‌اند و پول داده‌اند تا اعتراضات شکل بگیرد.

البته این دیپلمات سابق، بخش زیادی از اعتراضات را به‌حق می‌داند، امّا با این حال، می‌گوید اینکه کسی سوار بر موج این اعتراضات بشود و آن را از مسیر خودش منحرف کند بحث دیگری است، که آمریکایی‌ها همیشه به دنبال آن هستند.

آصفی با اشاره به اعترافات شرمن، ادامه می‌دهد: تازه این مربوط به اوباماست که به قول خودشان، بهتر از دیگران بوده است. این نشان می‌دهد آن‌ها خیلی با هم فرق ندارند و این موضوع، هم درباره جمهوری‌خواهان صدق می‌کند هم دموکرات‌ها.

 

فضاسازی رسانه‌ای آمریکایی‌ها برای مذاکره

سخنگوی وزارت خارجه دولت اصلاحات، فرمول مذاکره آمریکایی‌ها را بیشتر ترسیم می‌کند:  قبل از مذاکره معمولاً از روش تهدید، ترغیب، ارعاب استفاده می‌کنند و هویچ و چماق را با هم استفاده می‌کنند. معمولاً امپریالیسم رسانه‌ای‌شان هم به کمک‌ می‌آید و درواقع برای توپخانه‌شان آتش‌تهیه آماده می‌کند. وقتی می‌خواستند به عراق و سومالی و سایر کشورها حمله کنند، همین فضاسازی را انجام دادند.

به اعتقاد آصفی، آمریکایی‌ها به دلیل اینکه نمی‌توانند به ایران حمله نظامی کنند، فضاسازی رسانه‌ای خود را، روی برقراری مذاکره متمرکز می‌کنند.

 

آمریکا می‌داند جنگ با ایران تَه ندارد

دوگانه «جنگ- مذاکره» موضوع دیگری بود که حمیدرضا آصفی به آن پرداخت.

آصفی نیز از آن دسته افراد است که معتقد است جنگ نخواهد شد. استدال خود را نیز اینطور مطرح می‌کند: نه اینکه آمریکایی‌ها از جنگ بدشان می‌آید، بلکه به دلیل اینکه می‌دانند جنگ، تَه ندارد. به همین دلیل کنگره، اختیار جنگ را از ترامپ گرفت.

«آنها بررسی می‌کند می‌بینند جنگ ته ندارد. در سوریه، افغانستان و عراق ناموفق بوده‌اند؛کشورهایی بسیار کوچک تر و با امکانات بسیار کم‌تر و شرایط متفاوت تر نسبت به ایران. روشن است که در ایران به طریق اولی ناموفق خواهند بود. عدم ورودشان به جنگ با ایران، نه به این دلیل است که جنگ‌طلب نیستند؛ چرا هستند؛ اگر جنگی منافع‌شان را تأمین کند، حتماً به آن دست می‌زنند.»

برخلاف بسیاری از افرادی که معتقدند پیشنهاد مذاکره بدون قید و شرط ترامپ، یک جنگ روانی علیه ایران بود، آصفی اعتفاد دیگری دارد.

 

هدف ترامپ از پیشنهاد مذاکره، فراتر از جنگ روانی بود

او می‌گوید کاری که ترامپ کرد، فراتر از جنگ روانی بود. او به دنبال جنگ روانی نبود، بلکه می‌خواست یک دوگانگی و دودستگی در داخل کشور ایجاد کند. بدین صورت که عده‌ای بگویند مذاکره کنیم و عده‌ای بگویند مذاکره نکنیم. دوگانه‌ای که عده‌ای را تشویق و تحریک به مذاکره کند و عده‌ای بگویند فایده ندارد و از این طریق، در گرایش‌های مختلف و صفوف مردم اختلاف به‌وجود آید.

آصفی اگرچه می‌گوید به نظرم ترامپ تا حدودی در این کار موفق شده است، امّا اضافه می‌کند که در نهایت، تیر او به سنگ خورد.

 

مخالفت با مذاکره با آمریکا ناشی از لجبازی نیست

وی به اظهارات اخیر مقام معظّم رهبری اشاره می‌کند و با بیان اینکه درخواست مذاکره از سوی آمریکایی‌ها، مسئله نویی نیست، به سابقه مخالفت‌های رهبر انقلاب اشاره می‌کند: آمریکایی‌ها از ابتدای انقلاب درخواست مذاکره می‌دادند و یک بار، رهبر انقلاب گفتند اگر همه ملّت بگویند مذاکره، من می‌گویم نه.

دیپلمات سابق کشورمان در توضیح دلایل مخالفتی چنین قاطع از سوی رهبر انقلاب با مذاکره با آمریکا می‌گوید: این[مخالفت] مبتنی بر لجبازی نیست، بلکه ناشی از این است که چیزی[از مذاکره با آمریکا] گیرمان نمی‌آید. شما فرض کنید بروید با آمریکا مذاکره کنید، خب آمریکا اگر همین بازی‌ای که پیش‌بینی می‌کنیم را در بیاورد، مشکلات کشور بیشتر می‌شود یا کم‌تر؟ معلوم است که بیشتر می‌شود. سرخوردگی و یأس در بین آن‌هایی که امید بسته بودند به مذاکرات، بیشتر می‌شود.

 

ترامپ می‌خواست ایران را تحقیر کند

آصفی در رمزگشایی از اهداف ترامپ برای پیشنهاد مذاکره بدون قید و شرط به ایران می‌گوید: او با این کار، می‌خواهد جمهوری اسلامی را تحقیر کند و بگوید ایرانی‌ها را به پای میز مذاکره کشاندم.

وی معتقد است اگر چنین تحقیری رخ دهد، به هیچ وجه قابل جبران نخواهد بود و تأکید می‌کند که باید این مسائل را هم در نظر گرفت.

سخنگوی وزارت خارجه دولت اصلاحات، دوران خدمت خود در وزارت‌خارجه را یادآور می‌شود و به جلسه‌ای اشاره می‌کند در حضور مقام معظّم رهبری برگزار شد.

آصفی می‌گوید: رهبر انقلاب در آن دیدار به صراحت گفتند اگر روزی، مذاکره، منافع کشور را تأمین کند خودم پیش‌قدم می‌شوم. این یعنی اینکه مذاکره با آمریکا، منافع ما را تأمین نمی‌کند. درواقع رهبری می‌گوید نه اینکه من با مذاکره مخالفم. بلکه به این دلیل که منافع کشور را تأمین نمی‌کند مخالفم. 

وی تأکید می‌کند که این نظر کارشناسی و درستی است که منافع کشور از طریق مذاکره تأمین نمی‌شود.

 

مذاکره، بخشی از جنگ آمریکا با ماست نه راه حل جلوگیری از جنگ

آصفی،  مذاکره با آمریکا را بخشی از جنگ آمریکا با ایران می‌داند، نه راه‌حلی برای جلوگیری از جنگ.

او مثال می‌زند: درست مثل اینکه در جنگ، آتش توپخانه‌ات روشن باشد بعد به طرف مقابل بگویی بیا صلح کنیم!

دیپلمات سایف کشورمان اضافه می‌کند: آمریکایی‌ها، مذاکره را تاکتیکی برای جنگیدن از فرمی دیگر می‌دانند و چنین مذاکره‌ای به صلاح نیست.

آصفی تحلیل خود را اینطور خاتمه می‌دهد: باید روی این موضوع نیز بحث کرد که مذاکره به معنای صرف مذاکره، هدف نیست، بلکه مذاکره برای تأمین منافع است که مذاکره با آمریکا، منافع ما را تأمین نمی‌کند.





لینک منبع

برنامه آمریکا برای ساخت فرودگاه نظامی در شمال سوریه



برنامه آمریکا برای ساخت فرودگاه نظامی در شمال سوریه اتاق خبر ۲۴

روزنامه الوطن چاپ سوریه با اشاره به اقدام نیروهای آمریکایی برای ساخت یک فرودگاه نظامی جدید در منطقه الشدادی در استان الحسکه واقع در شمال شرق سوریه نوشت: در راستای احداث این فرودگاه نظامی ۱۵۰ دستگاه کامیون حامل مصالح ساختمانی و سلاح از شمال عراق وارد دیرالزور و از آنجا به الشدادی منتقل شده‌اند.

این روزنامه در ادامه نوشت: نیروهای سوریه دموکراتیک به کاروان آمریکایی اجازه ورود به منطقه تحت کنترل‌شان را دادند و هیئتی آمریکایی به ریاست ویلیام روباک، سفیر سابق آمریکا در بحرین با اعضای شورای مدنی رقه وابسته به شورای سوریه دموکراتیک نشستی داشت.

این دیدار که با حضور برت مک گورک، فرستاده رئیس جمهوری آمریکا برگزار شد، با وجود کاروان‌های نظامی آمریکا به شمال شرق سوریه همزمان شد.

این هیئت روز چهارشنبه به بررسی نتایج کمیته‌های شورای مدنی و حمایت‌ها در بخش خدمات و نیز بازسازی شهر رقه و حومه آن پرداخت.

شورای سوریه دموکراتیک که بازوی سیاسی نیروهای سوریه دموکراتیک محسوب می‌شود، اعلام کرد: در حال بررسی ایجاد ائتلافی به نمایندگی از ساکنان مناطق تحت کنترل این نیروها در شمال سوریه جهت آمادگی برای مذاکرات احتمالی با دمشق است.

این ائتلاف نماینده تمامی مناطق خودگردان و مناطق تحت کنترل نیروهای سوریه دموکراتیک و نیز رقه، دیرالزور و منبج خواهد بود.





لینک منبع

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز - سئو و بهینه سازی : نکا موزیک