بهترین و ارزان ترین مقاله و پروژه های خود را از دریافت کنید.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
خانه » جدید 96 » اعاده دادرسی راهی برای گشودن پرونده های مختومه

اعاده دادرسی راهی برای گشودن پرونده های مختومه



اتاق خبر ۲۴

اعاده دادرسی یکی از روش‌های فوق‌العاده شکایت از احکام است که روشی عدولی و راهی برای برگشت به دادگاه صادرکننده حکم قبلی است. با این هدف که دادگاه از رأی قطعی سابق خود عدول کند، زیرا شاکی مدعی است که صدور آن رأی از روی اشتباه بوده و دلایل موجود اجازه نمی‌دهد که چنین حکمی باقی بماند. در واقع لسان اعاده دادرسی این است که رای صادره بر مبنایی اشتباه و با استناد به مدارکی غیر واقعی صادر شده است. احقاق حق و منتهی شدن رسیدگی به حکم صحیح آنقدر اهمیت دارد کهه در چنین شرایط اجازه رسیدگی مجدد داده شده است.

 

اعاده دادرسی راهی برای گشودن پرونده های مختومه

 

اقسام اعاده دادرسی
بر اساس قانون آیین دادرسی مدنی اعاده دادرسی به دو گونه است:
 
    اصلی: مختص مواردی است که مقتضی اعاده دادرسی به طور مستقل آن را درخواست کند. در واقع در این قسم خواهان خود مستقلا قایل است که رای صادره از دادگاه از موارد ذکر شده و از موجبات اعاده دادرسی است.
    طاری: وقتی در اثنای دادرسی، حکمی به عنوان دلیل ارائه شود و کسی که حکم یاد شده علیه او ابراز شده، نسبت به آن درخواست اعاده دادرسی کند. در این قسم در حین رسیدگی به پرونده‌ای دیگر به رایی استناد می‌شود که این رای در این پرونده در حال رسیدگی موثر است. در این هنگام شخصی که رای استنادی علیه او است و ادعا می‌کند که رای مثلا بر اساس سند جعلی صادر شده است می‌تواند با مراجعه به شعبه دادگاه صادرکننده رای قطعی نسبت به آن درخواست اعاده دادرسی کند.
 
جهات اعاده دادرسی
برای اینکه موارد اعاده دادرسی به صورت دقیق مشخص باشد و افراد نتوانند به بهانه‌های واهی پرونده‌های مختومه را مجدد به جریان انداخته و دستگاه قضایی را چالش روبرو کنند جهات اعاده دادرسی عینا در قانون آیین دادرسی مدنی ذکر شده است. محکوم‌علیه (فرد محکوم شده) حق دارد تا در صورت وجود یک یا چند تا از این جهات، درخواست اعاده دادرسی کند:
 
    موضوع حکم، مورد ادعای خواهان نبوده باشد. مثلاً خواهان از دادگاه درخواست صدور حکم تخلیه بکند و دادگاه علاوه بر آن، اشتباهاً حکم به استرداد اجرت‌المثل نیز صادر کند.
    حکم به میزان بیشتر از (حکم) خواسته صادر شده باشد. مثلا خواهان پنج میلیون تومان از خوانده مطالبه کند و دادگاه خوانده را به پرداخت ۱۰ میلیون تومان محکوم کند.
    وجود تضاد در مفاد حکم که ناشی از استناد به اصول یا به موارد متضاد باشد.
    در صورتی که حکم قطعی دادگاه مخالف باشد با حکم قطعی دیگری که سابقاً همان دادگاه در خصوص همان دعوا و بین همان اصحاب دعوا صادر کرده بدون اینکه سبب قانونی موجب این مغایرت باشد. این جهت اعاده دادرسی موقوف به ۵ شرط است: وحدت دعوا، وحدت اصحاب دعوا، وحدت دادگاه، معارضۀ دو حکم، قطعی بودن دو حکم.
    اگرطرف مقابل اعاده دادرسی، حیله و تقلبی به کار برده که در حکم دادگاه مؤثر بوده است.
    حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن آنها ثابت شده باشد.
    پس از صدور حکم ،اسناد و مدارکی به دست آید که دلیل حقانیت درخواست‌کننده اعاده دادرسی باشد. در واقع باید سند مورد ادعا در هنگام رسیدگی موجود بوده ولی در اختیار شخص قرار نداشته و اصطلاحا مکتوم بوده باشد.
 
تذکر این نکته ضروری است که اگر دادرس به غیر از موارد هفت‌گانه مذکور، جهتی را برای اعاده دادرسی قبول کند و قرار قبولی اعاده دادرسی را صادر کند دادگاه انتظامی وی را متخلف می‌‌شمارد.
 
مرجع صالح به رسیدگی
بر اساس قانون آیین دادرسی مدنی، درخواست اعاده دارسی اصلی باید به دادگاه صادرکننده حکم قطعی تقدیم شود. با در نظر گرفتن این موضوع اگر نسبت به رای صادره تقاضای تجدیدنظر‌خواهی شده باشد درخواست اعاده دادرسی باید تقدیم دادگاه تجدیدنظر شود و اگر رای صادره بدون اعتراض و تجدیدنظرخواهی قطعی شده باشد درخواست اعاده دادرسی باید به همان دادگاه بدوی تقدیم شود. لازم به ذکر است که رای صادره از سوی دادگاه صالح از لحاظ قطعیت، همان آثاری را دارد که اگر همین رایی ابتدا از این دادگاه صادر می‌شد. در واقع اگر اعاده دادرسی به دادگاه تجدید نظر تحویل شود رای صادره قطعی و اگر به دادگاه بدوی تحویل شود رای صادره قابل تجدید نظرخواهی است.
 
دادخواست اعاده دادرسی طاری باید به دادگاهی تقدیم شود که حکم در آنجا به عنوان دلیل ابراز شده ولی مرجع رسیدگی، دادگاه صادرکننده حکم است. اعاده دادرسی مدنی هیچ وقت در دیوان عالی کشور مطرح نمی‌شود برخلاف امور جزایی که قبول اعاده دادرسی همیشه با دیوان عالی کشور است.
 
مهلت اعاده دادرسی
از آنجایی که اعاده دادرسی جنبه استثنایی و خلاف اصل دارد مهلت آن نیز محدود است تا حتی‌الامکان آرای قطعی به قوت و اعتبار خود باقی بمانند. ذی‌نفع فقط در مهلت‌های قانونی حق درخواست اعاده دادرسی دارد. مهلت درخواست اعاده دادرسی برای اشخاص مقیم ایران ۲۰ روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه است. اما زمان شروع این مهلت درآرای حضوری قطعی از تاریخ ابلاغ؛ در آرای غیابی از تاریخ انقضای مهلت واخواهی و درخواست تجدیدنظر؛ اگر اعاده به جهت مغایر بودن دو حکم باشد،، از تاریخ آخرین ابلاغ هر یک از دو حکم و اگر اعاده به جهت جعل یا حیله باشد از تاریخ ابلاغ حکم نهایی مربوط به اثبات جعل یا حیله است.
 
آثار و شیوه رسیدگی در اعاده دادرسی
اعاده دادرسی اثر تعلیقی ندارد؛ یعنی به صرف درخواست اعاده دادرسی نسبت به حکم، اجرای آن متوقف نمی‌‌شود. اگر قرار قبولی صادر شود در صورتی که محکوم‌به، غیر مالی باشد اجرای حکم متوقف خواهد شد اما اگر مالی باشد و امکان اخذ تامین و جبران خسارات احتمالی باشد به تشخیص دادگاه از محکوم‌له، تامین مناسب گرفته می‌شود و اجرای حکم ادامه می‌یابد. البته درخواست اعاده دادرسی دارای اثر انتقالی در محدوده جهت ادعا شده است؛ بدین معنی که دادگاه، در صورت فسخ حکم مورد شکایت باید مجدداً نسبت به امور موضوعی و حکمی رسیدگی و اتخاذ تصمیم کند. در مورد آیین رسیدگی نیز باید گفت: در اعاده دادرسی، رسیدگی دادگاه به دو قسمت تقسیم می‌شود:
 
    اول رسیدگی به جهات و شرایط اعاده دادرسی و این که آیا در حدود یکی از جهات هفت‌گانه دادخواست تنظیم شده؟ آیا حکم مورد اعاده دادرسی، از احکام قابل اعاده دادرسی است؟ آیا متقاضی اعاده دادرسی در مهلت قانونی دادخواست اعاده را تقدیم کرده است؟
    دوم، رسیدگی ماهوی به اصل دعوا و این که اگر دادگاه قرار قبول اعاده دادرسی را داد باید با رسیدگی در ماهیت، تکلیف دعوا را روشن کند. زیرا با قبول اعاده دادرسی، حکم قبلی فسخ می‌شود و دادگاه با رسیدگی ماهوی، حکم مجدد می‌دهد، اما اگر جهت اعاده دادرسی مغایر بودن دو حکم باشد. دادگاه بعد از صدور قرار قبولی دادخواست اعاده دادرسی و فسخ حکم دوم، لازم نیست حکم مجددی بدهد. در این صورت حکم اول به قوت خود باقی خواهد ماند.
منبع: تبیان
 





لینک منبع


ایمیل شما آشکار نمی شود
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز - سئو و بهینه سازی : نکا موزیک